پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN
ترانه بندری

اسیر

ترانه از ابراهیم منصفی (رامی) 📍 بندرعباس

ترجمه‌ی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکرده‌اند؛ اگر جایی را بهتر می‌دانید در گفت‌وگوی پایین بنویسید.

تو که مثل ِسایَه هَمرام اَستَری

تو که مثل سایه همراهم بودی

تو که هم دین و هم دنیام اَستری

تو که هم دین و هم دنیایم بودی

شُوُنِ تاریکی ، مهتابُم تبو

شب‌های تاریک مهتابم می‌شدی

تو خُو و خیال و رؤیام اَستَری

تو خواب و خیال و رؤیایم بودی

تو گُلُن باغ ایسین اَستَری

تو گل‌های باغ ایسین بودی

مِثِ بارُن، پاک و شیرین اَستَری

مثل باران پاک و شیرین بودی

تو یَه معنای گپ و غریب اَری

تو معنایی بزرگ و غریب داری

بی مِه مَختَب و یَه آیین اَستَری

برای من مکتب و آیینی بودی

وختی دور ازُم تبو ، یادُم تَکِه

وقتی از من دور می‌شدی، یادم می‌کردی

وا یَه سَطر نُمَه دلشادُم تَکِه

با یک سطر نامه دلشادم می‌کردی

وختی ناز تَکِردَه ، بَر بادُم تَدا

وقتی ناز می‌کردی، بر بادم می‌دادی

اَ قفستِ غُصَّه آزادُم تَکِه

از قفسِ غصه آزادم می‌کردی

دوش و امروز و صبا ، هَمَه ش تو اِی

دیروز و امروز و فردا، همه‌اش تویی

صَنَم و بُت و خدا ، هَمَه ش تو اِی

صنم و بت و خدا، همه‌اش تویی

عشق دنیا ، تو چشُنِت خُنَه شِن

عشقِ دنیا در چشمانت خانه کرده است

مهرَبُنی و جفا ، هَمَه ش تو اِی

مهربانی و جفا، همه‌اش تویی

گَپُن ناگُفتِه ی بسیار اُمَه

حرف‌های ناگفتهٔ بسیار دارم

خیلی حرفُ بِی حضور یار اُمَه

خیلی حرف برای حضورِ یار دارم

اگه چِشمُنُم تو چِشمُنی شَکَفت

اگر چشمانم در چشمانش می‌افتاد

خوی شَفَهمیدَه وازی چه کار اُمه

خودش می‌فهمید با او چه کار دارم

مِه اسیر احساس خوم اَستَرُم

من اسیرِ احساسِ خودم بودم

تو خُو و خیال وِل گُم اَستَرُم

در خواب و خیال، سرگشته و گم بودم

دست سرنوشت ازت میکِه جُدا

دستِ سرنوشت مرا از تو جدا کرد

اگَه نَه پیش تو اَستَرُم آرُم

وگرنه پیش تو آرام بودم

شاعر
ابراهیم منصفی (رامی)
گویش
بندرعباس
ترجمه
پیشنهادی (نیاز به بازبینی)

با اجازه‌ی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد ابراهیم منصفی (رامی) است.

یادداشت‌ها

ترانه‌ی ابراهیم منصفی (رامی) در وب‌سایت رسمی او (rami.ir، اداره‌شده به نام خانواده/دوستداران)؛ هر سطر با آوانگاری لاتین؛ بی‌ترجمه‌ی فارسی (واژه‌نامه: rami.ir/vazhehnameh)؛ محل/تاریخ سرایش: دهتل – ایلود دیماه 1365؛ تاریخ انتشار در سایت: 2005-02-23؛

نظرها، ترجمه‌های پیشنهادی و توضیح‌ها

اگر معنی خطی را بهتر می‌دانید یا روایت دیگری شنیده‌اید، این‌جا بنویسید.

نخستین نفری باشید که می‌نویسد

نشانی ایمیل شما منتشر نمی‌شود. دیدگاه‌ها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.