پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN
ترانه بندری فولکلور هرمزگان

الله بزن بارون (اشعار مراسم طلب باران گاوبندی)

هنوز بررسی نشده این اثر هنوز به‌دست مدیر یا استادان هرمزجان بازبینی نشده است.

فولکلور هرمزگان 📍 گاوبندی (پارسیان)

ترجمه‌ی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکرده‌اند؛ اگر جایی را بهتر می‌دانید در گفت‌وگوی پایین بنویسید.

الله بزن بارون

الله، باران بباران

جبار بزن بارون

ای جبار، باران بباران

يارب به حق احمد

یارب، به حقِ احمد

نوم خوش محمد

به نامِ خوشِ محمد

يارب بزن تو بارون

یارب، تو باران بباران

يارب تو كرده كاري

یارب، تو کارسازی

رزاق مور و ماري

روزی‌دهِ مور و ماری

بخشنده ي گناهي

بخشندهٔ گناهی

يارب بزن تو بارون

یارب، تو باران بباران

يارب به حق پيمون

یارب، به حقِ پیمان

نوم خوش سليمون

به نامِ خوشِ سلیمان

يارب بزن تو بارون

یارب، تو باران بباران

گاي نر سر چاه

گاوِ نر سرِ چاه

افتاده بر سر راه

افتاده بر سرِ راه

يارب بزن تو بارون

یارب، تو باران بباران

اي گاهاي نر و ماده

این گاوهای نر و ماده

تو كيچه ها فتاده

توی کوچه‌ها افتاده‌اند

سر بر زمين نهاده

سر بر زمین نهاده‌اند

يارب بزن تو بارون

یارب، تو باران بباران

مادر از بچه بيزار

مادر از بچه بیزار

خيزون به كنج ديوار

افتان‌وخیزان به کنجِ دیوار

يارب بزن تو بارون

یارب، تو باران بباران

يك من غله داشتم

یک من غله داشتم

تو يك كلي كاشتم

در یک گودال کاشتم

گفتم خدا برو با

گفتم خدایا، بروید

صد من غله مگير با

تا صد من غله برداشت کنم

احمد كه دما موكه

احمد که دعا می‌کند

ري سينش طلا موكه

روی سینه‌اش طلا می‌کند

از خونه جدا موكه

از خانه جدا می‌کند

الله بزن بارون

الله، باران بباران

جبار بزن بارون

ای جبار، باران بباران

پدیدآورنده
فولکلور هرمزگان
منبع
افتو ↗
گویش
گاوبندی (پارسیان)
ترجمه
پیشنهادی (نیاز به بازبینی)

این اثر از ادبیات شفاهی و سینه‌به‌سینه‌ی مردم هرمزگان است. حقوق اثر نزد راویان و مردم هرمزگان است.

یادداشت‌ها

اشعار عامیانهٔ مراسم «الله بزن بارون» که در خشکسالی بچه‌ها یا زنان شب‌ها در خانه‌ها می‌خوانند؛ پاره‌ها به ترتیبی که نویسنده در تحلیلش نقل کرده آمده‌اند (هر پاره یک بند). در بند آخر نام پسر بزرگ خانه (مثلاً احمد) گذاشته می‌شود. ترجمهٔ کامل ندارد؛ فقط واژه‌نامه. | پانوشت/واژه‌نامهٔ پست: كيچه:كوچه كل:گود برو(به ضم ب)با:باران بيايد مگير با:گيرم بيايد دما موكه:دامادش كرديم ري سينش طلا مو كه:روي سينه اش را با طلا تزيين كرديم از خونه جدا موكه:از خانه ي پدر جدايش كرديم انده:آمده دوار:ديوار وازواكو:باز كن پسي باره:صاحب پسري شود دت:دختر تش:آتش سيرمه:سرمه

نظرها، ترجمه‌های پیشنهادی و توضیح‌ها

اگر معنی خطی را بهتر می‌دانید یا روایت دیگری شنیده‌اید، این‌جا بنویسید.

نخستین نفری باشید که می‌نویسد

نشانی ایمیل شما منتشر نمی‌شود. دیدگاه‌ها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.