اَمُن از بد گَمُنی
ترانه از ابراهیم منصفی (رامی) 📍 بندرعباس
ترجمهی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکردهاند؛ اگر جایی را بهتر میدانید در گفتوگوی پایین بنویسید.
بِی چه قِصَّه اُنی کِه اوَّل خاشِن ، آخِری ناتَمُنِن
چرا قصهٔ آنهایی که اولش خوش است، آخرش ناتمام است؟
بِی چه هَر چه خوبتِر بَشی ، نَه هَمُنِی کِه اُنِن
چرا هر چه خوبتر باشی، همانی نیستی که هستی؟
راهِ چاره چِه ن آخر، ای هَمه غُصّه اُن چن
آخر راهِ چاره چیست؟ این همه غصه برای چیست؟
اَگِی دَستِ تقدیرِن و اِقتِضای زَمُنِن
میگویی دستِ تقدیر است و اقتضای زمانه است
گناهِ تو چِه نْ کِه زَمینی نَهی ، ذاتِت اَز آسَمُنِن
گناهِ تو چیست که زمینی نیستی و ذاتت از آسمان است؟
- شاعر
- ابراهیم منصفی (رامی)
- گویش
- بندرعباس
- ترجمه
- پیشنهادی (نیاز به بازبینی)
با اجازهی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد ابراهیم منصفی (رامی) است.
یادداشتها
ترانهی ابراهیم منصفی (رامی) در وبسایت رسمی او (rami.ir، ادارهشده به نام خانواده/دوستداران)؛ هر سطر با آوانگاری لاتین؛ بیترجمهی فارسی (واژهنامه: rami.ir/vazhehnameh)؛ محل/تاریخ سرایش: بندرعباس 1375/05/15؛ تاریخ انتشار در سایت: 2001-06-22؛
نخستین نفری باشید که مینویسد