چشمون نازت ببند
هنوز بررسی نشده این اثر هنوز بهدست مدیر یا استادان هرمزجان بازبینی نشده است.
ترانه از ناشناس
ترجمهی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکردهاند؛ اگر جایی را بهتر میدانید در گفتوگوی پایین بنویسید.
چشمونت نازت ببند
چشمانِ نازت را ببند
مثل نگین روی دلم
مثلِ نگینی روی دلم
برق ازنی و نور ادی
برق میزنی و نور میدهی
بمون که جای تو تو قلبن
بمان که جای تو توی قلب است
دستت ینوس تو دستم
دستت را بگذار توی دستم
نگاه بکن به چشمونم
نگاه کن به چشمانم
تو نادی که چشمونت
تو نمیدانی که چشمانت
تو ای که پاکی
تو ای که پاکی
و زلالی مثل بارون
و زلالی مثلِ باران
تو ای که پاکی
تو ای که پاکی
و زلالی مثل بارون
و زلالی مثلِ باران
هر دو چشمونت نازت
هر دو چشمانِ نازت
یک شهر اکن چراغون
یک شهر را چراغان میکنند
همه دنیا بهم اریزی
همهٔ دنیا را به هم میریزی
از بس خوبیو نجیبی
از بس خوب و نجیبی
حادثه ای تو قلبم
حادثهای در قلبم
چقدر تو عجیب غریبی
چقدر تو عجیب و غریبی
تو ای که پاکی
تو ای که پاکی
و زلالی مثل بارون
و زلالی مثلِ باران
تو ای که پاکی
تو ای که پاکی
و زلالی مثل بارون
و زلالی مثلِ باران
هر دو چشمونت نازت
هر دو چشمانِ نازت
یک شهر اکن چراغون
یک شهر را چراغان میکنند
تو ای که پاکی
تو ای که پاکی
و زلالی مثل بارون
و زلالی مثلِ باران
تو ای که پاکی
تو ای که پاکی
و زلالی مثل بارون
و زلالی مثلِ باران
هر دو چشمونت نازت
هر دو چشمانِ نازت
یک شهر اکن چراغون
یک شهر را چراغان میکنند
- شاعر
- ناشناس
- ترجمه
- پیشنهادی (نیاز به بازبینی)
با اجازهی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد پدیدآورنده است.
یادداشتها
خواننده: محمد امین مومن زاده؛ ترانهسرا در صفحه ذکر نشده؛ بیترجمه؛ گویش دقیق بررسی شود؛
نخستین نفری باشید که مینویسد