یار چِغَلو
ترانه از ابراهیم منصفی (رامی) 📍 بندرعباس
ترجمهی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکردهاند؛ اگر جایی را بهتر میدانید در گفتوگوی پایین بنویسید.
یار چِغلو، چِغَل ایدا بِی خو
یارِ خبرچین، خودش را لو داد
یار چِغلو، چِغَل ایدا بِی خو
یارِ خبرچین، خودش را لو داد
یادِت بیار، شُوُنِ زمِستُن
یادت بیاور، شبهای زمستان
یار چِغلو، چِغَل ایدا بِی خو
یارِ خبرچین، خودش را لو داد
یار چِغلو، چِغَل ایدا بِی خو
یارِ خبرچین، خودش را لو داد
یادت بیار، مارَه توی باغُن
یادت بیاور، توی باغها میرفتیم
ما کندَه دو،دُمبال کلاغُن
دنبالِ کلاغها میدویدیم
ما کَندهَ دل ، روی درُمن عَقرب
دل میکندیم، روی «درمنِ» عقرب
یار چِغلو، چِغَل ایدا بِی خو
یارِ خبرچین، خودش را لو داد
یار چِغلو، چِغَل ایدا بِی خو
یارِ خبرچین، خودش را لو داد
- شاعر
- ابراهیم منصفی (رامی)
- گویش
- بندرعباس
- ترجمه
- پیشنهادی (نیاز به بازبینی)
با اجازهی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد ابراهیم منصفی (رامی) است.
یادداشتها
ترانهی ابراهیم منصفی (رامی) در وبسایت رسمی او (rami.ir، ادارهشده به نام خانواده/دوستداران)؛ هر سطر با آوانگاری لاتین؛ بیترجمهی فارسی (واژهنامه: rami.ir/vazhehnameh)؛ تاریخ انتشار در سایت: 2009-06-26؛
نخستین نفری باشید که مینویسد