باسنک «رخت کاکام رو سرم» (بردن لباسهای عروس به خانهٔ عروس)
هنوز بررسی نشده این اثر هنوز بهدست مدیر یا استادان هرمزجان بازبینی نشده است.
فولکلور هرمزگان 📍 میناب
رختِ کاکام رو سرم بُوت تا کنارِ باغ نو
لباسهای دامادی برادرم را تا کنار باغ نو بر روی سر میگذارم. باغ نو پرگل و بوته است و زنبرادرم کم سن و سال است. در یک بعدازظهر دلانگیز قافلهٔ برادرم از راه رسید و هنگامی که برادرم در محمل را باز کرد برایش یک گوسفند قربانی کردم. شاهداماد توی جیبهایش گل میخک دارد. از جیبهایش میخکها را بیرون میآورم و انگشتر پیچپیچیاش را میبینم. ای عروس، من خواهر داماد هستم که اینگونه زیبا و شاهانهام. هر چه دوست داری از من بخواه تا تقدیم کنم.
تا رسید محمل کشید و غوچِ سوز و سر برید
دست کنم میخک در آرم، انگشتره پیچ پیچکن
مه منم، ماهی منم زلزلهٔ شاهی منم
هر چه میخواهی طلب کن، خواهر داماد منم
- پدیدآورنده
- فولکلور هرمزگان
- گویش
- میناب
- ترجمه
- از منبع
این اثر از ادبیات شفاهی و سینهبهسینهی مردم هرمزگان است. حقوق اثر نزد راویان و مردم هرمزگان است.
یادداشتها
خانوادهٔ داماد لباسها و وسایل عروس را دستهجمعی با خواندن این ابیات به خانهٔ عروس میبرند؛ خواهر داماد میخواند. وزن فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن. «باغ نو» یکی از باغهای قدیمی میناب است (پر از گل یاسمین). راوی: ربابه سعیدی، ۵۰ ساله، خیاط، روستای گورزانگ میناب. آوانویسی: raxte kākām rō sarom bovet tā kenāre bāγe no / bāγe no porgol bobot-o- zan kākām bača bot / ?epasini ove pasini kāfeley kākām rasid / tā rasid mahmel kašid-o- γoče sovz-o- sarborid / šire dōmād širaken-o- tō jibāš mixaken / dast konom mixak dar ?arom ?angoštare pičpičaken / me menem, māhi manam zelzeley šāhi manam / har če xāhi talab kon xāhar dōmād manom. برگردان نثری است. [ص 215-216 مقاله]
نخستین نفری باشید که مینویسد