ناصریا
هنوز بررسی نشده این اثر هنوز بهدست مدیر یا استادان هرمزجان بازبینی نشده است.
ترانه از ناصر عبداللهی 📍 بندرعباس
ترجمهی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکردهاند؛ اگر جایی را بهتر میدانید در گفتوگوی پایین بنویسید.
ناصریا تو که تا حالا بدت دیدم از دنیا خوشی ندیدم
ناصریا، تو که تا حالا بدیِ دنیا را دیدی، از دنیا خوشی ندیدی
از همه کس بدت دیدم ناصریا از نارفیق پشتت خمیده
از همه کس بدی دیدی؛ ناصریا، از نارفیق پشتت خمیده
عشق تو حقن حقه ولی دنیا پر ناحقن
عشقِ تو حق است، حقِ حق، ولی دنیا پر از ناحق است
از همه کس بدت دیدم از هیچ کس خوشی ندی خوشی ندی لا لا
از همه کس بدی دیدی، از هیچ کس خوشی ندیدی، خوشی ندیدی، لا لا
چه بی چراغ و به ناروا راه بر عبور علاقه می بندند
چه بیچراغ و به ناروا راه بر عبورِ علاقه میبندند
بگو بگو به باد که ما با آفتاب زاده شدیم و با آفتاب طلوع خواهیم کرد
بگو، بگو به باد که ما با آفتاب زاده شدیم و با آفتاب طلوع خواهیم کرد
ناصریا از عشق دنیا خو بار کن از هرچه رنگه تو خار کن
ناصریا، بارت را از عشقِ دنیا ببند؛ هر چه رنگ است، خوارش کن
به دشمن دون خار کن ناصریا از دنیا دلت بریدم
دشمنِ دون را خوار کن؛ ناصریا، دلت را از دنیا بریدم
حالا نوبت توست حالا یالا تا وقتیت هه هست
حالا نوبتِ توست؛ حالا یالا، تا وقت داری
باید بجنگی تا قوتت هه حالا یالا برو زود بشباش
باید بجنگی تا توان داری؛ حالا یالا، برو، زود آماده باش
حالا نوبت توست حالا یالا تا وقتیت هه
حالا نوبتِ توست؛ حالا یالا، تا وقت داری
- شاعر
- ناصر عبداللهی
- گویش
- بندرعباس
- ترجمه
- پیشنهادی (نیاز به بازبینی)
با اجازهی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد ناصر عبداللهی است.
یادداشتها
خواننده: ناصر عبداللهی؛ ترانهسرا در صفحه ذکر نشده؛ بیترجمه؛ گویش بررسی شود؛ ترانهسرا طبق ویکیپدیا: ناصر عبداللهی؛
نخستین نفری باشید که مینویسد