پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN
ترانه بندری فولکلور هرمزگان

باسنک «شاه داماد نازنین» (حنابندان، ادامهٔ باسنک امامان)

هنوز بررسی نشده این اثر هنوز به‌دست مدیر یا استادان هرمزجان بازبینی نشده است.

فولکلور هرمزگان 📍 میناب

ترجمه‌ی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکرده‌اند؛ اگر جایی را بهتر می‌دانید در گفت‌وگوی پایین بنویسید.

شاه داماد نازنین چون گل نشسته بر زمین

شاه‌دامادِ نازنین چون گل نشسته بر زمین

بر قد آل محمد مادرش خیرش ببین

بر قدِ آلِ محمد، مادرش، خیرش ببین

ماه ببین چون راه اریت ستاره هم همراه اریت

ماه را ببین چون راه می‌رود، ستاره هم همراهش می‌رود

قرص روی شاه داماد شغُله در بغداد اریت

نورِ قرصِ رویِ شاه‌داماد شعله‌کشان تا بغداد می‌رود

ما که روتیم گل بچینیم مصطفی بیدار ابوت

ما که رفتیم گل بچینیم، مصطفی بیدار می‌شود

شغُله شغُله نور ابارت از جمال مصطفی

شعله‌شعله نور می‌بارد از جمالِ مصطفی

کاسه چینی توی طاقچه بونگ بلبل می‌زند

کاسهٔ چینی توی طاقچه بانگِ بلبل می‌زند

شاه داماد توی حجله بوسه بر گل می‌زند

شاه‌داماد توی حجله بوسه بر گل می‌زند

ما بگیم بگ زاده‌ایم ما با بگون همساده‌ایم

ما بگوییم بیگ‌زاده‌ایم، ما با بیگ‌ها همسایه‌ایم

زن به کاکام‌هادیه که ما کلانتر زاده‌ایم

زن به برادرم بدهید، که ما کلانترزاده‌ایم

زر نه طاسی گل نه دسمال ما گل افشان می‌رویم

زر در طاس و گل در دستمال، ما گل‌افشان می‌رویم

آمدیم و آمدیم از کوچه مکران آمدیم

آمدیم و آمدیم، از کوچهٔ مکران آمدیم

آمدیم و آمدیم تا سرو گل یک جا کنیم

آمدیم و آمدیم تا سرو و گل را یک‌جا کنیم

سرو گل یک جا نباشد ما چطور شیدا کنیم

سرو و گل یک‌جا نباشد، ما چگونه شیدایی کنیم؟

نَعل زَن و نَعِل زن نعلونِ کفشونُم بزن

نعل‌زن، ای نعل‌زن، نعل‌های کفش‌هایم را بزن

سُم سُم بارون اربارت نَعل کفشم تر اَبوت

نم‌نم باران می‌بارد، نعلِ کفشم خیس می‌شود

قربون قد بلندت قامتت بس با نماز

قربانِ قدِ بلندت، قامتت بس با نماز

مهر و تسبیحات بنازم با حصیر و جانماز

مهر و تسبیحت را بنازم، با حصیر و جانماز

ای برادر ای برادر شب کجا بودی و تو دور

ای برادر، ای برادر، شب کجا بودی، دور از ما؟

در اتاق حجله بودی شب در آغوش عروس

در اتاقِ حجله بودی، شب در آغوشِ عروس

دخترعمویت نشسته چون ماه چهاردهم

دخترعمویت نشسته چون ماهِ شبِ چهاردهم

دخترعمو پسرعمو که خدای کرده نصیب

دخترعمو و پسرعمو، که خدا نصیبشان کرده

اسب کاکام فربهی بستن باامیخ آهنی

اسبِ برادرم فربه است، با میخِ آهنی بسته‌اندش

شاه داماد باز بکنت که رأیتون جرئت شونین

شاه‌داماد در را باز کند، که آن‌ها جرئتش را ندارند

پدیدآورنده
فولکلور هرمزگان
گویش
میناب
ترجمه
پیشنهادی (نیاز به بازبینی)

این اثر از ادبیات شفاهی و سینه‌به‌سینه‌ی مردم هرمزگان است. حقوق اثر نزد راویان و مردم هرمزگان است.

یادداشت‌ها

زنان باسنک‌خوان در ادامهٔ باسنک امامان، در حالی که چند زن و دختر پارچه‌های سبزرنگ را آرام بر سر عروس یا داماد می‌زنند، زمزمه می‌کنند. وزن فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن. مقاله هر مصراع را در یک سطر (پلکانی) چاپ کرده؛ اینجا نیز هر مصراع یک سطر. واژه‌ها (پی‌نوشت‌ها): اریت (?arit) = می‌رود؛ روتیم (rutim) = رفتیم؛ ابوت (?abut) = می‌شود؛ شغُله (šola) = شعله؛ ابارت (?abāret) = می‌بارد؛ بونگ (bōng) = بانگ؛ کاکام هادیه (hādeye) = به برادرم بدهید؛ سُم سُم (som som) = نم نم؛ ترابوت (tar?but) = خیس می‌شود؛ جرئت شو نین (jor?atešonin) = جرئت ندارند. راوی: محفوظه ذاکری، ۴۶ ساله، خانه‌دار، روستای محمودی میناب. بی‌ترجمه. تردید: «باامیخ» در تصویر «بـامیخ» خوانده می‌شود (= با میخ). [ص 207-208 مقاله]

نظرها، ترجمه‌های پیشنهادی و توضیح‌ها

اگر معنی خطی را بهتر می‌دانید یا روایت دیگری شنیده‌اید، این‌جا بنویسید.

نخستین نفری باشید که می‌نویسد

نشانی ایمیل شما منتشر نمی‌شود. دیدگاه‌ها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.