بوی گُل
ترانه از ابراهیم منصفی (رامی) 📍 بندرعباس
ترجمهی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکردهاند؛ اگر جایی را بهتر میدانید در گفتوگوی پایین بنویسید.
ولی بوی غریب غم نَهُندِن
ولی بوی غریبِ غم میآید
جمال دلبرُم همزادِ ماهَه
جمالِ دلبرم همزادِ ماه بود
یَکی ، چِشمُنی آبی مثل دریا
یکی، چشمانش آبی مثلِ دریا
یکی همدرد و هم بالینُم اَستَه
یکی همدرد و همبالینم بود
هَنو بوی تَنی توی مَشامِن
هنوز بوی تنش در مشامم است
اَگِی بلکه هنوزَم نَصدامِن
میگویی شاید هنوز هم دارد صدایم میزند
هنوزم عشق اُ تنها خدامِن
هنوز هم عشقِ او تنها خدای من است
هنوزَم یادِ ایّام گذشتَه
هنوز هم یادِ ایامِ گذشته
هنوزَم وا خیال پار و پیرار
هنوز هم با خیالِ پارسال و پیرارسال
- شاعر
- ابراهیم منصفی (رامی)
- گویش
- بندرعباس
- ترجمه
- پیشنهادی (نیاز به بازبینی)
با اجازهی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد ابراهیم منصفی (رامی) است.
یادداشتها
ترانهی ابراهیم منصفی (رامی) در وبسایت رسمی او (rami.ir، ادارهشده به نام خانواده/دوستداران)؛ هر سطر با آوانگاری لاتین؛ بیترجمهی فارسی (واژهنامه: rami.ir/vazhehnameh)؛ تاریخ انتشار در سایت: 2004-11-25؛
نخستین نفری باشید که مینویسد