بختکِ خُو ( خوتوک)
ترانه از ابراهیم منصفی (رامی) 📍 بندرعباس
ترجمهی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکردهاند؛ اگر جایی را بهتر میدانید در گفتوگوی پایین بنویسید.
وَختی بودیم از هم جُدا
وقتی از هم جدا بودیم
کسیم نَهَه غیر از خُدا
کسی جز خدا نداشتم
از دردِ عشق آتِش مَگِه
از دردِ عشق آتش میگرفتم
تو خاطراتُم جُن مَدا
در خاطراتم جان میدادم
هیچ کَه نهسته اُمبگیت
هیچکس نبود که به من بگوید:
کِه اِتنکُشتِن یا چِه تِن
«نمردهای؟ چهات شده؟»
کوهِ غم ِکِه بارتِن
زیرِ کوهِ غمی که بارِ توست؟
از خاک ذلَّت اُمبسِیت
از خاکِ ذلت برم دارد
نشُنُم هادِیت راهِ عشق
راهِ عشق را نشانم بدهد
گپ از حقیقت اُمبِگِیت
حرفی از حقیقت به من بگوید
غیر از تو و چِشُت کسی
غیر از تو و چشمت، کسی
حرفِ نگام اینادُنِست
حرفِ نگاهم را نمیدانست
هیچ کَه مِثِ سکوتِ تو
هیچکس مثلِ سکوتِ تو
کدر صِدام اینادُنِست
قدرِ صدایم را نمیدانست
تو از تَمُمِ آدمُ
تو از همهٔ آدمها
تو عُمرُمی ، تو جُنُمی
تو عمرِ منی، تو جانِ منی
هَر چه بگم از تو کمِن
هر چه از تو بگویم کم است
شُوُن وا بَختکِ خُوُم
از شبها با بختکِ خوابم
- شاعر
- ابراهیم منصفی (رامی)
- گویش
- بندرعباس
- ترجمه
- پیشنهادی (نیاز به بازبینی)
با اجازهی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد ابراهیم منصفی (رامی) است.
یادداشتها
ترانهی ابراهیم منصفی (رامی) در وبسایت رسمی او (rami.ir، ادارهشده به نام خانواده/دوستداران)؛ هر سطر با آوانگاری لاتین؛ بیترجمهی فارسی (واژهنامه: rami.ir/vazhehnameh)؛ محل/تاریخ سرایش: بندرعباس بهار1355؛ تاریخ انتشار در سایت: 2007-11-26؛
نخستین نفری باشید که مینویسد