پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN
شعر بندری

بندر (بنازم ساحل و صحرای بندر)

سروده‌ی خالو مجید 📍 بندرعباس

ترجمه‌ی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکرده‌اند؛ اگر جایی را بهتر می‌دانید در گفت‌وگوی پایین بنویسید.

بنازم ساحل و صحرای بندر

بنازم ساحل و صحرای بندر

بنازم آبیِ دیریای بندربنازم

بنازم آبیِ دریای بندر؛ بنازم

ای مغون سر بلندش

این نخل‌های سربلندش

بنازم دختون زیبای بندر

بنازم دخترانِ زیبای بندر

خوشا بندر وا اون مرد و زنونش

خوشا بندر با آن مرد و زنانش

خوشا بندر وا پیرش و جَوُونش

خوشا بندر با پیر و جوانش

بنازم ساز و آواز قشنگش

بنازم ساز و آوازِ قشنگش

بنازم نوحه و نجوای جونش

بنازم نوحه و نجوای زیبایش

کسی از بندری که کینه ای نین

هیچ بندری کینه‌ای ندارد

نفاق و نفرتی تو سینه ای نین

نفاق و نفرتی در سینه ندارد

دلش صافن مثال آب بارون

دلش صاف است مثلِ آبِ باران

کدورت با کسی پیشینه ای نین

با کسی پیشینهٔ کدورتی ندارد

شُوِش مهتاب و مهتابِش بلندن

شبش مهتاب است و مهتابش بلند

که دخت بندری زلفش کمندن

که زلفِ دخترِ بندری کمند است

کمر باریک و خوشگل مثل آهو

کمرباریک و خوشگل مثلِ آهو

و لبخندش چه شیرین مثل کندن

و لبخندش چه شیرین است، مثلِ قند

شاعر
خالو مجید
گویش
بندرعباس
ترجمه
پیشنهادی (نیاز به بازبینی)

با اجازه‌ی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد خالو مجید است.

نظرها، ترجمه‌های پیشنهادی و توضیح‌ها

اگر معنی خطی را بهتر می‌دانید یا روایت دیگری شنیده‌اید، این‌جا بنویسید.

نخستین نفری باشید که می‌نویسد

نشانی ایمیل شما منتشر نمی‌شود. دیدگاه‌ها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.