پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN
شعر بندری

تا ریشَ سُت درخت ِ مُ

هنوز بررسی نشده این اثر هنوز به‌دست مدیر یا استادان هرمزجان بازبینی نشده است.

سروده‌ی محمد ازهرالدین داغبلندان کوخردی (ازهر) 📍 بستکی (کوخرد)

ترجمه‌ی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکرده‌اند؛ اگر جایی را بهتر می‌دانید در گفت‌وگوی پایین بنویسید.

غُصصَ نرفتو درد اَ تا ت ؛ غبار نرفتو گرد ا َتا ت

غصه نرفته، درد می‌آید؛ غبار نرفته، گَرد می‌آید

مَوی نِگُم چُن بُکُنم ؛ بیت مُز دل ِ پَر درد اَ تا ت

می‌خواهم بگویم چه کنم؛ بیتی از دلِ پردردم می‌آید

هر ک ِ یِهنُم تَی شَن رَهِن ؛جَوُون چُ ماه ِ چاردَ هِن

هر که را می‌بینم سرِ راهِ خودش است؛ جوان چون ماهِ شبِ چهارده است

بخت ِ مُ ک ِ چپ از رَهِن ؛ خون مُز دو چَشش ِ درد اَ تا ت

بختِ من که از راه بیرون افتاده؛ خون از دو چشمِ دردمندم می‌آید

وای از دل ِ بدبخت ِ مُ ؛ تا ریشَ سُت درخت ِ مُ

وای از دلِ بدبختِ من؛ تا ریشه سوخت درختِ من

بَرون نَتا ت وَ بخت ِ مُ ؛ هَی سنگلاخُ بَرد اَتا ت

باران به بختِ من نمی‌آید؛ هی سنگلاخ و تگرگ می‌آید

نَ درویش نَ قلندرُم ؛ چُن کشتی ِ بی لنگرُم

نه درویشم، نه قلندرم؛ چون کشتیِ بی‌لنگرم

دور از ساحلُ بندرُم ؛ طوفانی تند ُ سرد اَ تات

دور از ساحل و بندرم؛ طوفانی تند و سرد می‌آید

با درد ُ غم درگیر اُمِن ؛ دلی ز دنیا سیر اُمِن

با درد و غم درگیرم؛ دلم از دنیا سیر است

نصیب اُمِن تقدیر اُمِن ؛ غصصَ ز ِ راه ِ لَرد اَ تات

نصیبم است، تقدیرم است؛ غصه از راهِ بیرون می‌آید

شاعر
محمد ازهرالدین داغبلندان کوخردی (ازهر)
گویش
بستکی (کوخرد)
ترجمه
پیشنهادی (نیاز به بازبینی)

با اجازه‌ی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد محمد ازهرالدین داغبلندان کوخردی (ازهر) است.

یادداشت‌ها

آوانویسی لاتین در صفحه هست (حذف شد)؛ بدون ترجمه فارسی؛

نظرها، ترجمه‌های پیشنهادی و توضیح‌ها

اگر معنی خطی را بهتر می‌دانید یا روایت دیگری شنیده‌اید، این‌جا بنویسید.

نخستین نفری باشید که می‌نویسد

نشانی ایمیل شما منتشر نمی‌شود. دیدگاه‌ها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.