پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN
شعر بندری

گل دسته دسته

سروده‌ی صالح سنگبر 📍 بندرعباس

ترجمه‌ی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکرده‌اند؛ اگر جایی را بهتر می‌دانید در گفت‌وگوی پایین بنویسید.

پَسین بَندر و گُل دَستَه دَستَه

عصرِ بندر و گل‌های دسته‌دسته

اَ بُوی گُل دگه پرونه مَسته

از بوی گل دیگر پروانه مست است

تُو گُوش گُل شَگُفت بُلبلِ زار

در گوشِ گل بلبلِ زار می‌گفت:

اَگَه بُلبل نَهسته ، گُل نَهستَه

اگر بلبل نبود، گل هم نبود

نگارُم به سَفر رَفتن خُدایا

نگارم به سفر رفته، خدایا

دل اَز دستُم بِدَر رفتن خُدایا

دل از دستم به در رفته، خدایا

شُوُو روز در خیال فِکر و ذِکُرم

شب و روز در خیال و فکر و ذکرم

که بی چه بی خَبر رَفتن خُدایا

که چرا بی‌خبر رفته، خدایا

شاعر
صالح سنگبر
گویش
بندرعباس
ترجمه
پیشنهادی (نیاز به بازبینی)

با اجازه‌ی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد صالح سنگبر است.

نظرها، ترجمه‌های پیشنهادی و توضیح‌ها

اگر معنی خطی را بهتر می‌دانید یا روایت دیگری شنیده‌اید، این‌جا بنویسید.

نخستین نفری باشید که می‌نویسد

نشانی ایمیل شما منتشر نمی‌شود. دیدگاه‌ها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.