تَشِ جاوِدونَه (گویش بستکی)
ترانه از ابراهیم منصفی (رامی) 📍 بستک
ترجمهی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکردهاند؛ اگر جایی را بهتر میدانید در گفتوگوی پایین بنویسید.
تو چه خنجَری تُبادِن ، که خَشینِ زَخمِ نیشُش
تو چه خنجری داری که شیرینیِ زخمِ نیشش
که درختِ حُشک عُمرُم ،جَوونی جَوونَه وابی
که درختِ خشکِ عمرم جوانهای جوان شد
که وَ کوهِ انتظارُت ، کمُرُم کَمونَه وابی
که بر کوهِ انتظارت کمرم کمان شد
توُ مِه خُنگُنُی حلالِش که حُضور بی مِثالُت
تو «خنگنیِ» من، حلالش باد، که حضورِ بیمثالت
تِه دِلُم تِه اَستَخونُم تَشِ جاوِدونه وابی
در دلم، در استخوانم آتشی جاودانه شد
- شاعر
- ابراهیم منصفی (رامی)
- گویش
- بستک
- ترجمه
- پیشنهادی (نیاز به بازبینی)
با اجازهی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد ابراهیم منصفی (رامی) است.
یادداشتها
ترانهی ابراهیم منصفی (رامی) در وبسایت رسمی او (rami.ir، ادارهشده به نام خانواده/دوستداران)؛ هر سطر با آوانگاری لاتین؛ بیترجمهی فارسی (واژهنامه: rami.ir/vazhehnameh)؛ محل/تاریخ سرایش: بستک اردیبهشت 1356؛ تاریخ انتشار در سایت: 2007-10-27؛
نخستین نفری باشید که مینویسد