یاد
ترانه از ابراهیم منصفی (رامی) 📍 بندرعباس
ترجمهی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکردهاند؛ اگر جایی را بهتر میدانید در گفتوگوی پایین بنویسید.
آخِرین سفر نَزیکِن ، مُم ِدیریا نیلَه پوشِن
آخرین سفر نزدیک است؛ مادرم، دریا، نیلیپوش است
خیلی پیش ازی مَرَفتَه ، اَگَه دَست و پام نَبستَه
خیلی پیش از این رفته بودم، اگر دست و پایم بسته نبود
غمُن هَرجا که غم هَه ، تو دِلُم عُقده نبودِن
غمها، هر جا که غمی هست، در دلم دارند عقده میشوند
هَمَه ی روح و وجودُم ، شعر شیوَن نَسُرودِن
همهٔ روح و وجودم دارد شعرِ شیون میسراید
غزل ناب گذشتَه ، تو دِلُم ضَجَّه نَکِردِن
غزلِ نابِ گذشته در دلم دارد ضجه میزند
تو هَمُنِی که یَه روزی ، دِلُم آرُمتِه تَکِردَه
تو همانی که یک روزی دلم را آرام میکردی
نَه کسی مِثل گذشته ، بِی سَلام تو جَوابِن
نه کسی مثل گذشته سلامت را جواب میدهد
دستِ هَر رَفیقی سَردِن ، چشمه ی چشمُن سَرابِن
دستِ هر رفیقی سرد است و چشمهٔ چشمها سراب
- شاعر
- ابراهیم منصفی (رامی)
- گویش
- بندرعباس
- ترجمه
- پیشنهادی (نیاز به بازبینی)
با اجازهی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد ابراهیم منصفی (رامی) است.
یادداشتها
ترانهی ابراهیم منصفی (رامی) در وبسایت رسمی او (rami.ir، ادارهشده به نام خانواده/دوستداران)؛ هر سطر با آوانگاری لاتین؛ بیترجمهی فارسی (واژهنامه: rami.ir/vazhehnameh)؛ محل/تاریخ سرایش: بندرعباس تابستان 1359؛ تاریخ انتشار در سایت: 2007-05-26؛ با صدای خود منصفی در آلبوم «ترانههای رامی» (ماهریز مهر، ۱۳۸۵)؛
نخستین نفری باشید که مینویسد