توی کنچیل غمت
سرودهی صالح سنگبر 📍 بندرعباس
ترجمهی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکردهاند؛ اگر جایی را بهتر میدانید در گفتوگوی پایین بنویسید.
توی کُنچیل غَمِت گیر اُمکه
در «کنچیلِ» غمت گیر کردم
هرچه اندیشه و تدبیر اُمکه
هر چه اندیشه و تدبیر کردم
تُوی کُنچیل غَمت سر گَردُن
در کنچیلِ غمت سرگردانم
دور و بر لَشکری اَز نامردُن
دور و برم لشکری از نامردان
اَز چپ و راست هَمتا مَزدن
از چپ و راست همه میزدند
مُشت و سیلی و دِگه پس گَردن
مشت و سیلی و پسگردنی
- شاعر
- صالح سنگبر
- گویش
- بندرعباس
- ترجمه
- پیشنهادی (نیاز به بازبینی)
با اجازهی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد صالح سنگبر است.
نخستین نفری باشید که مینویسد