پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN
ترانه بندری

تو که پیغمبر عشقی

هنوز بررسی نشده این اثر هنوز به‌دست مدیر یا استادان هرمزجان بازبینی نشده است.

ترانه از ناشناس

ترجمه‌ی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکرده‌اند؛ اگر جایی را بهتر می‌دانید در گفت‌وگوی پایین بنویسید.

تو که پیغمبر عشقی گدا بی عالم اتکردن

تو که پیغمبرِ عشقی، مرا در عالم گدا کرده‌ای

ایی نه رسم پیغمبرونن که تو وا آدم ادکردن

این رسمِ پیغمبران نیست که تو با آدم کرده‌ای

تو که پیغمبر عشقی گدا بی عالم ادکردن

تو که پیغمبرِ عشقی، مرا در عالم گدا کرده‌ای

ایی نه رسم پیغمبرونن که تو وا آدم ادکردن

این رسمِ پیغمبران نیست که تو با آدم کرده‌ای

سر سر به بلند بالا به یکباره خم ادکردن

سرِ سروِ بلندبالا را یک‌باره خم کرده‌ای

عروس شهر شاهانی دل شاهن دست ادخوندن

عروسِ شهرِ شاهانی، دلِ شاه را به دست آورده‌ای

که به شاهزاده اون یکدم گرفتار خودت ادکردن

که شاهزاده‌ها را یک‌دم گرفتارِ خودت کرده‌ای

تو که پیغمبر عشقی گدا بی عالم ادکردن

تو که پیغمبرِ عشقی، مرا در عالم گدا کرده‌ای

ایی نه رسم پیغمبرونن که تو وا آدم ادکردن

این رسمِ پیغمبران نیست که تو با آدم کرده‌ای

شاعر
ناشناس
ترجمه
پیشنهادی (نیاز به بازبینی)

با اجازه‌ی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد پدیدآورنده است.

یادداشت‌ها

خواننده: مهران میررستمی؛ ترانه‌سرا در صفحه ذکر نشده؛ بی‌ترجمه؛ گویش دقیق بررسی شود؛

نظرها، ترجمه‌های پیشنهادی و توضیح‌ها

اگر معنی خطی را بهتر می‌دانید یا روایت دیگری شنیده‌اید، این‌جا بنویسید.

نخستین نفری باشید که می‌نویسد

نشانی ایمیل شما منتشر نمی‌شود. دیدگاه‌ها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.