پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN
ترانه بندری

جان دل

هنوز بررسی نشده این اثر هنوز به‌دست مدیر یا استادان هرمزجان بازبینی نشده است.

ترانه از ناشناس 📍 بندرعباس

ترجمه‌ی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکرده‌اند؛ اگر جایی را بهتر می‌دانید در گفت‌وگوی پایین بنویسید.

چه افتخار بیشتر ازین که خوم یه چوک بندرم

چه افتخاری بیشتر از این که خودم یک بچهٔ بندرم

چه افتخار بیشتر از این خودم بچه بندرم ...

چه افتخار بیشتر از این خودم بچه بندرم ...

عاشق لنگ و کپل و لیح و سباس و کلیرم

عاشقِ لنگ و کپر و «لیح» و سواس و «کلیر»م

عاشق لنگ و کپر و لی و سواس کلگرم

عاشق لنگ و کپر و لی و سواس کلگرم

«مثال غزای سنتی و لباس محلی خانه های محلی»

«مثال غذای سنتی و لباس محلی خانه‌های محلی»

چه افتخار بیشتر ازین پوستم سیان و دلم سفید

چه افتخاری بیشتر از این: پوستم سیاه است و دلم سفید

چه افتخار بیشتر از این پوستم سیاست دلم سفید

چه افتخار بیشتر از این پوستم سیاست دلم سفید

دختر چوکنم نجیب دنیا مثل مایی ندید

دختر و پسرهایم نجیب‌اند؛ دنیا مثلِ ما ندیده

دختر و پسرانم نجیب دنیا مثل ما ندید

دختر و پسرانم نجیب دنیا مثل ما ندید

صدای جفتی و سازو عود و دلکسر توی خاک و گلم

صدای جفتی و ساز و عود و «دلکسر» در خاک و گلم است

صداے دهل وساز و گیتار و جاز توی خاک و گلم

صدای دهل و ساز و گیتار و جاز توی خاک و گلم

چارکه زنن تی کنگ زنن یگ دل جون اگن کنم

دست‌زنان، کِل‌زنان، یکدل می‌گویند: جان و دلم

دست زنان کل زنان یک دل میگن جون و دلم

دست زنان کل زنان یک دل میگن جون و دلم

ای وای دل ای وای با دلم جان دل تو مشکم تو دلم

ای وای دل، ای وای دلم؛ جانِ دل، دلم را نشکن

ای وای دل وای ب دلم جان دل نشکن تو دلم

ای وای دل وای به دلم جان دل نشکن تو دلم

دوری از خاک نجیب مردمش ندامتن

دوری از خاکِ نجیب و مردمش پشیمانی است

دوری از خاک نجیب مردمش پشیمانیه

دوری از خاک نجیب مردمش پشیمانیه

روز چهارشنبه به دیریا زدنش صلاوتن

روزِ چهارشنبه به دریا زدنش سلامتی است

روز چهارشنبه ب دریا رفتنش سلامته

روز چهارشنبه به دریا رفتنش سلامته

هنوزم بندری سادن بی دریغ بی ادعان

هنوز هم بندری‌ها ساده‌اند، بی‌دریغ و بی‌ادعا

هنوزم بندری ها ساده هستن و بی دریغ بی ادعا

هنوزم بندری‌ها ساده هستن و بی دریغ بی ادعا

تو یک کلام بوگوم جلوه لبخند خدا

در یک کلام بگویم: جلوهٔ لبخندِ خدا

تویه کلام بگم جلوه لبخند خدا

تو یه کلام بگم جلوه لبخند خدا

خاک پاکش سرمه چشمانمن تا بمرم

خاکِ پاکش سرمهٔ چشم‌هایم است تا بمیرم

خاک پاکش سرمه چشمامه تا بمیرم

خاک پاکش سرمه چشمامه تا بمیرم

با غرور با عظمن نخل بلند بندرم

با غرور فریاد می‌زنم: نخلِ بلندِ بندرم

باغرور داد میزنم نخل بلند بندرم

با غرور داد میزنم نخل بلند بندرم

هرجا رفتم هر جا موندم هیج جا بندرم نبو

هر جا رفتم، هر جا ماندم، هیچ‌جا بندرِ من نشد

هرجا رفتم هرجا موندم هیچ جا بندر نمیشه

هرجا رفتم هرجا موندم هیچ جا بندر نمیشه

ای خدا سایه بندر از سرم مو کم نکن ...

ای خدا، سایهٔ بندر را از سرم کم نکن...

ای خدا سایه بندر از سرمون کم نکن

ای خدا سایه بندر از سرمون کم نکن

شاعر
ناشناس
گویش
بندرعباس
ترجمه
پیشنهادی (نیاز به بازبینی)

با اجازه‌ی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد پدیدآورنده است.

یادداشت‌ها

خواننده: رضا صادقی؛ ترانه‌سرا در صفحه ذکر نشده؛ آهنگساز: رضا صادقی؛ تنظیم: معین راهبر؛ بی‌ترجمه؛ گویش بررسی شود؛

نظرها، ترجمه‌های پیشنهادی و توضیح‌ها

اگر معنی خطی را بهتر می‌دانید یا روایت دیگری شنیده‌اید، این‌جا بنویسید.

نخستین نفری باشید که می‌نویسد

نشانی ایمیل شما منتشر نمی‌شود. دیدگاه‌ها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.