پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN
شعر بندری

جنه

هنوز بررسی نشده این اثر هنوز به‌دست مدیر یا استادان هرمزجان بازبینی نشده است.

سروده‌ی ناصر چمن‌پیرا 📍 جناحی

ترجمه‌ی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکرده‌اند؛ اگر جایی را بهتر می‌دانید در گفت‌وگوی پایین بنویسید.

ا دل صفحه روز گار موه بنوئسم اسم خوشرنگ جنه ، دانش و فرهنگ جنـه

بر دلِ صفحهٔ روزگار می‌خواهم بنویسم نامِ خوش‌رنگِ جناح را، دانش و فرهنگِ جناح را

از جفی که اش و که دشمن غدار نی گم چونکه مالیده بده ، پوزش اته جنگ جنه

از جفایی که دشمنِ غدار کرد نمی‌گویم، چون پوزه‌اش در جنگِ جناح به خاک مالیده شد

از هوای خش و ولمی که اتاد از دل خور بلبلا مست ا بن ، اکنن همه آهنگ جنــه

از هوای خوش و نسیمی که از دلِ «خور» می‌آید، بلبل‌ها مست می‌شوند و همه آهنگِ جناح سر می‌دهند

خشی جنه ببن که تاجرا ، پیشه ورا مجا ول شونکه و امدن ، بدن همرنگ جنه

خوشیِ جناح را ببین که تاجرها و پیشه‌ورها از جاهای دیگر دل کندند و آمدند و همرنگِ جناح شدند

هر جیش پا انسش از مجا خشتر ابنش سستی و بی هنری ، مرده اته چنگ جنـه

هر که پا به آن بگذارد، از هر جا خوش‌ترش می‌بیند؛ سستی و بی‌هنری در چنگِ جناح مرده است

هر که آثار و بناهای قدیم اش ندده اش بگو سو بگی از کوه و شل و سنگ جنه

هر که آثار و بناهای قدیم را ندیده، به او بگو سراغشان را از کوه و «شل» و سنگِ جناح بگیرد

شور مردم همه آبادی و عـمرانی شهر اختلاف و جر و دعوانن به جز ننگ جنه

شور و دغدغهٔ مردم همه آبادی و عمرانِ شهر است؛ اختلاف و جر و دعوا جز ننگِ جناح نیست

قحطی و زلزله و درد و بـی آوی و دزی هرتی اش صفحه ین ازتاریخ رنگ رنگ جنه

قحطی و زلزله و درد و بی‌آبی و دزدی، هر کدام صفحه‌ای است از تاریخِ رنگارنگِ جناح

از اصالت و جوونمردی که سوغات جنن هر جوونی اش گرته خوشه ز فرهنگ جنـه

از اصالت و جوانمردی که سوغاتِ جناح است، هر جوانی خوشه‌ای از فرهنگِ جناح چیده است

شـافعـی مذهب و دیندارو ادب دوستن و رند مـتعصب الـی آوازه پــر رنـگ جـنه

شافعی‌مذهب و دیندار و ادب‌دوست‌اند و رند، و پایبندِ آوازهٔ پررنگِ جناح

وخته پا ازنِه ا دور اتنه اگش آخ چه نه خش و دو رز بعدش ابش واله و دلتنگ جنه

وقتی پا از آن بیرون می‌گذارد و دور می‌شود، می‌گوید: آخ که چه خوش بود! و دو روز بعد واله و دلتنگِ جناح می‌شود

بدنی قدر جنه ، دل و نِه آتی چونکه جئده اش* نن و خدا ارزش یک کنگ جنه

قدرِ جناح را بدانید و دل به جای دیگر ندهید، چون جده، به خدا، به‌اندازهٔ یک کنگِ جناح نمی‌ارزد

جــنــه باغ گـلن و ما جنـیا بلبل باغ جنـه گل وامنت و ما ببم افـشـنـگ* جنه

جناح باغِ گل است و ما جناحی‌ها بلبلِ باغِ جناح؛ گلِ جناح بماند و ما پروانهٔ جناح شویم

شاعر
ناصر چمن‌پیرا
گویش
جناحی
ترجمه
پیشنهادی (نیاز به بازبینی)

با اجازه‌ی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد ناصر چمن‌پیرا است.

یادداشت‌ها

سروده پاییز ۱۳۷۴؛ برگرفته از وبلاگ آموزش و پرورش جناح؛ دو واژه معنی شده (جئده، افشنگ)؛

نظرها، ترجمه‌های پیشنهادی و توضیح‌ها

اگر معنی خطی را بهتر می‌دانید یا روایت دیگری شنیده‌اید، این‌جا بنویسید.

نخستین نفری باشید که می‌نویسد

نشانی ایمیل شما منتشر نمی‌شود. دیدگاه‌ها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.