پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN
ترانه بندری

حفله با نمک

هنوز بررسی نشده این اثر هنوز به‌دست مدیر یا استادان هرمزجان بازبینی نشده است.

ترانه از ناشناس

ترجمه‌ی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکرده‌اند؛ اگر جایی را بهتر می‌دانید در گفت‌وگوی پایین بنویسید.

یه دلبری اومهه که همه چی تمومن

یک دلبری دارم که همه چیزش تمام است

اگه بی خوم نخنده ت زندگیم حرومن

اگر به من نخندد، زندگی‌ام حرام است

یکی که ملوس عین عروس دوری بگردوم

یکی که ملوس است عینِ عروس؛ دورش بگردم

اارزه ت یه کال مودونش به دنیا و مردم

یک تار مویش به دنیا و مردمش می‌ارزد

الرزونت ای دل با نگاهی هر دم

هر دم با نگاهی این دل را می‌لرزاند

لوو تر بکنت مه حاضرم جون خو هادم

لب تر کند، من حاضرم جانم را بدهم

وقتی که بکن سر اون چادر زردی

وقتی آن چادر زرد را سر می‌کند

دل شوا که قربونی بشی دوری بگردی

دلش می‌خواهد قربانش بشوی و دورش بگردی

هم تکن با نمکن هیچی کمی نی

هم تک است، هم بانمک؛ هیچ چیز کم ندارد

ایکه نازن که دلوم با ای غمی نین

این‌قدر ناز است که دلم با او هیچ غمی ندارد

چه خاشن بارون اتت تر بشی با ای

چه خوش است باران بیاید و با او خیس شوی

دنیا هم هوو ببرت مه خبروم نین

دنیا را هم آب ببرد، من خبرم نیست

الرزونت ای دل با نگاهی هر دم

هر دم با نگاهی این دل را می‌لرزاند

لوو تر بکنت مه حاضرم جون خو هادم

لب تر کند، من حاضرم جانم را بدهم

وقتی که بکن سر اون چادر زردی

وقتی آن چادر زرد را سر می‌کند

دل شوا که قربونی بشی دوری بگردی

دلش می‌خواهد قربانش بشوی و دورش بگردی

شاعر
ناشناس
ترجمه
پیشنهادی (نیاز به بازبینی)

با اجازه‌ی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد پدیدآورنده است.

یادداشت‌ها

خواننده: احمد بهادری؛ ترانه‌سرا در صفحه ذکر نشده؛ بی‌ترجمه؛ گویش دقیق بررسی شود؛

نظرها، ترجمه‌های پیشنهادی و توضیح‌ها

اگر معنی خطی را بهتر می‌دانید یا روایت دیگری شنیده‌اید، این‌جا بنویسید.

نخستین نفری باشید که می‌نویسد

نشانی ایمیل شما منتشر نمی‌شود. دیدگاه‌ها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.