حفله
هنوز بررسی نشده این اثر هنوز بهدست مدیر یا استادان هرمزجان بازبینی نشده است.
ترانه از ناشناس
ترجمهی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکردهاند؛ اگر جایی را بهتر میدانید در گفتوگوی پایین بنویسید.
به خو بی رحم نجات ایدا به منه ایکردن رو گشر لایر
بیرحمانه خودش را نجات داد و مرا گذاشته روی «گشر لایر»
به خو بی رحم نجات ایدا به منه ایکردن رو گشر لایر
بیرحمانه خودش را نجات داد و مرا گذاشته روی «گشر لایر»
دل به رنج غم گرفتارن مثل شخصی که عیال وارن
دل گرفتارِ رنج و غم است، مثلِ آدمِ عیالوار
که از بی پولی کم بختی چه دوره سخت دشوارن
که از بیپولی و کمبختی، چه دورهٔ سخت و دشواری است
دل به رنج غم گرفتارن مثل شخصی که عیال وارن
دل گرفتارِ رنج و غم است، مثلِ آدمِ عیالوار
که از بی پولی کم بختی چه دوره سخت دشوارن
که از بیپولی و کمبختی، چه دورهٔ سخت و دشواری است
به خو بی رحم نجات ایدا به منه ایکردن رو گشر لایر
بیرحمانه خودش را نجات داد و مرا گذاشته روی «گشر لایر»
به خو بی رحم نجات ایدا به منه ایکردن رو گشر لایر
بیرحمانه خودش را نجات داد و مرا گذاشته روی «گشر لایر»
دل به عشق یار وودن پابند هوا طوفان جهاز کهنه
دل پایبندِ عشقِ یار شده؛ هوا طوفانی، لنج کهنه
ناخدا ظالم وا بی رحمن که بار از رو سینه ام ناکن
ناخدا ظالم و بیرحم است، که بار را از روی سینهام برنمیدارد
دل به عشق یار وودن پابند هوا طوفان جهاز کهنه
دل پایبندِ عشقِ یار شده؛ هوا طوفانی، لنج کهنه
ناخدا ظالم وا بی رحمن که بار از رو سینه ام ناکن
ناخدا ظالم و بیرحم است، که بار را از روی سینهام برنمیدارد
دل به رنج غم گرفتارن مثل شخصی که عیال وارن
دل گرفتارِ رنج و غم است، مثلِ آدمِ عیالوار
که از بی پولی کم بختی چه دوره سخت دشوارن
که از بیپولی و کمبختی، چه دورهٔ سخت و دشواری است
دل به رنج غم گرفتارن مثل شخصی که عیال وارن
دل گرفتارِ رنج و غم است، مثلِ آدمِ عیالوار
که از بی پولی کم بختی چه دوره سخت دشوارن
که از بیپولی و کمبختی، چه دورهٔ سخت و دشواری است
بی تو جسموم بی خواصن بگین که دل در التماسن
بی تو جسمم بیخاصیت است؛ بگویید که دل در التماس است
روز به روز حسم به تو بی حد بی گیاسن
روزبهروز حسم به تو بیحد و بیقیاس است
بی تو جسموم بی خواصن بگین که دل در التماسن
بی تو جسمم بیخاصیت است؛ بگویید که دل در التماس است
روز به روز حسم به تو بی حد بی گیاسن
روزبهروز حسم به تو بیحد و بیقیاس است
بی تو جسموم بی خواصن بگین که دل در التماسن
بی تو جسمم بیخاصیت است؛ بگویید که دل در التماس است
روز به روز حسم به تو بی حد بی گیاسن
روزبهروز حسم به تو بیحد و بیقیاس است
به قربان دو چشمون تو چی بیداری چه در خوابی
به قربانِ دو چشمانت، چه بیدار باشی چه در خواب
به قربان دو چشمون تو چی بیداری چه در خوابی
به قربانِ دو چشمانت، چه بیدار باشی چه در خواب
به قربان دو چشمون تو چی بیداری چه در خوابی
به قربانِ دو چشمانت، چه بیدار باشی چه در خواب
- شاعر
- ناشناس
- منبع
- شرجی موزیک — پایگاه موسیقی هرمزگان (متن آهنگها) ↗، شرجی موزیک — پایگاه موسیقی هرمزگان (متن آهنگها) ↗
- ترجمه
- پیشنهادی (نیاز به بازبینی)
با اجازهی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد پدیدآورنده است.
یادداشتها
خواننده: پویا پاسلار؛ ترانهسرا در صفحه ذکر نشده؛ بیترجمه؛ گویش دقیق بررسی شود؛
نخستین نفری باشید که مینویسد