پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN
ترانه بندری

دشنه

هنوز بررسی نشده این اثر هنوز به‌دست مدیر یا استادان هرمزجان بازبینی نشده است.

ترانه از عیسی بلوچستانی 📍 بندرعباس

ترجمه‌ی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکرده‌اند؛ اگر جایی را بهتر می‌دانید در گفت‌وگوی پایین بنویسید.

اَگـهَ دسـتِ زَدن اِتـهـهَ .... بزن بـی دُشـمنِت دِشـــنهَ

اگر دستِ زدن داری... دشنه را به دشمنت بزن

اَگـهَ شِـعـری اَگی حـتی .... بگـهَ از مـردمـی گــُشنهَ

اگر حتی شعری می‌گویی... از مردمِ گرسنه بگو

زبون بی زبونون بَــش .... عـصــایِ ملــت کـور بـَش

زبانِ بی‌زبانان باش... عصای ملتِ کور باش

تو ای تاریکی وظـلـمت .... چــراغ روشـن نـور بـَش

در این تاریکی و ظلمت... چراغِ روشن و نور باش

بُکُن به عاجزی دل خاش .... نونِ شُـوخـُوبُکُن بَش بَش

دلِ عاجزی را خوش کن... نانِ شبت را قسمت کن

مَخُـو زیر لِحاف گـــــَرم .... بگین زخـم پـوتـوک ومَش

زیرِ لحافِ گرم نخواب... زخمِ پشه‌های ریز و پشه را ببین

شاعر
عیسی بلوچستانی
گویش
بندرعباس
ترجمه
پیشنهادی (نیاز به بازبینی)

با اجازه‌ی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد عیسی بلوچستانی است.

یادداشت‌ها

«زیباترین شعر او ... دشنه نام دارد»، تقدیم به ناصر عبدالهی و رضا صادقی؛

نظرها، ترجمه‌های پیشنهادی و توضیح‌ها

اگر معنی خطی را بهتر می‌دانید یا روایت دیگری شنیده‌اید، این‌جا بنویسید.

نخستین نفری باشید که می‌نویسد

نشانی ایمیل شما منتشر نمی‌شود. دیدگاه‌ها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.