دخت بیابونی
هنوز بررسی نشده این اثر هنوز بهدست مدیر یا استادان هرمزجان بازبینی نشده است.
ترانه از ناشناس
ترجمهی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکردهاند؛ اگر جایی را بهتر میدانید در گفتوگوی پایین بنویسید.
دُختِ بیابونی چو ماهِ تابونی بی دلِ ریشِ مه دَوا و دَرمونی
دخترِ بیابانی، چون ماهِ تابانی؛ برای دلِ ریشِ من دوا و درمانی
دُختِ بیابونی سَروِ خَرامونی بی زندگیِ مه تو سَرُ سامونی
دخترِ بیابانی، سروِ خرامانی؛ برای زندگیِ من تو سر و سامانی
تو قندِ قَندونی همیشه خَندونی تو حال و روزِ مه افسوس که نادونی
تو قندِ قندانی، همیشه خندانی؛ افسوس که حال و روزِ مرا نمیدانی
ای ماه ، پیشونی گیسو پریشونی مَکُن تو بارِ دل هیچوَه پشیمونی
ای ماهپیشانی، گیسوپریشانی؛ هرگز از بارِ دل پشیمانی نکن
دُختِ بیابونی بندِ خشابونی به زیر بُرکه گوش ماه تو پنهونی
دخترِ بیابانی، با «بندِ خشاب»هایی؛ زیرِ برقع ماهِ تو پنهان است
دُختِ بیابونی به چه ایطو جونی تو با چِشِ زاغِت تو دِل مه مهمونی
دخترِ بیابانی، چرا اینقدر زیبایی؟ تو با چشمِ زاغت مهمانِ دلِ منی
تو قندِ قَندونی همیشه خَندونی تو حال و روزِ مه افسوس که نادونی
تو قندِ قندانی، همیشه خندانی؛ افسوس که حال و روزِ مرا نمیدانی
ای ماه ، پیشونی گیسو پریشونی مَکُن تو بارِ دل هیچوَه پشیمونی
ای ماهپیشانی، گیسوپریشانی؛ هرگز از بارِ دل پشیمانی نکن
دُختِ بیابونی چو ماهِ تابونی بی دلِ ریشِ مه دَوا و دَرمونی
دخترِ بیابانی، چون ماهِ تابانی؛ برای دلِ ریشِ من دوا و درمانی
دُختِ بیابونی سَروِ خَرامونی بی زندگیِ مه تو سَرُ سامونی
دخترِ بیابانی، سروِ خرامانی؛ برای زندگیِ من تو سر و سامانی
تو قندِ قَندونی همیشه خَندونی تو حال و روزِ مه افسوس که نادونی
تو قندِ قندانی، همیشه خندانی؛ افسوس که حال و روزِ مرا نمیدانی
ای ماه ، پیشونی گیسو پریشونی مَکُن تو بارِ دل هیچوَه پشیمونی
ای ماهپیشانی، گیسوپریشانی؛ هرگز از بارِ دل پشیمانی نکن
- شاعر
- ناشناس
- ترجمه
- پیشنهادی (نیاز به بازبینی)
با اجازهی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد پدیدآورنده است.
یادداشتها
خواننده: احمد جمشید؛ ترانهسرا در صفحه ذکر نشده؛ بیترجمه؛ گویش دقیق بررسی شود؛
نخستین نفری باشید که مینویسد