دستِ تنها
ترانه از ابراهیم منصفی (رامی) 📍 بندرعباس
ترجمهی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکردهاند؛ اگر جایی را بهتر میدانید در گفتوگوی پایین بنویسید.
ای چه دَردین کِه نَصیبِ ما بو
این چه دردهایی است که نصیبِ ما شد
دُشمن رَسی و رَقیبِ ما بو
دشمن رسید و رقیبِ ما شد
نَفت فراوُن ، دِل بی آتِش اَستَه
نفت فراوان، دل بیآتش بود
اُن رَفیکُنِ قدیم کُجایَن
آن رفیقهای قدیمی کجایند؟
دَستِ تَنهام هَمَه بی وَفایَن
دستتنهایم؛ همه بیوفایند
چشم نازِت بِی سینَه م شَدِردَه
چشمِ نازت سینهام را میدرید
- شاعر
- ابراهیم منصفی (رامی)
- گویش
- بندرعباس
- ترجمه
- پیشنهادی (نیاز به بازبینی)
با اجازهی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد ابراهیم منصفی (رامی) است.
یادداشتها
ترانهی ابراهیم منصفی (رامی) در وبسایت رسمی او (rami.ir، ادارهشده به نام خانواده/دوستداران)؛ هر سطر با آوانگاری لاتین؛ بیترجمهی فارسی (واژهنامه: rami.ir/vazhehnameh)؛ تاریخ انتشار در سایت: 2006-02-24؛
نخستین نفری باشید که مینویسد