پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN
ترانه بندری

دلبر بدو هوایی

ترانه از حسن راشدی 📍 بستک

ترجمه‌ی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکرده‌اند؛ اگر جایی را بهتر می‌دانید در گفت‌وگوی پایین بنویسید.

دلبر هوایی بدو

دلبرِ بد و هوایی

هر روز دلش ا جایی

هر روز دلش یک جایی است

نادینگ که مو امردام

نمی‌بینی که من مُردم

انکه از چشم به راهی

از بس چشم‌به‌راهی کشیدم

بدا که بی تو هرگز

بیا که بی تو هرگز

امنگ مو یک صباحی

یک صبح هم آرام نداشتم

از تنهایی امردام

از تنهایی مُردم

مونس دل کجایی

ای مونسِ دل، کجایی؟

گرفته ی گرفته م

گرفته‌ام، گرفته‌ام

بدا ماده صفایی

بیا که مایهٔ صفایی

موگه هش ا ته اذهان

ما هنوز در یادِ توایم

اگر چه بی وفایی

اگرچه بی‌وفایی

در ملک قلب و افکار

در ملکِ قلب و افکار

خوب اتگرت تو جایی

خوب جایی گرفته‌ای

در حنجره و گلوییم

در حنجره و گلویم

هم لحن و هم نوایی

هم لحنی و هم نوایی

رویت بشاش و زیبا

رویت بشاش و زیباست

یا خورشید یا که ماهی

یا خورشیدی یا ماهی

سایه ی از حور جنت

سایه‌ای از حورِ جنتی

فرخ قصه هایی

فرخِ قصه‌هایی

شاعر
حسن راشدی
گویش
بستک
ترجمه
پیشنهادی (نیاز به بازبینی)

با اجازه‌ی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد حسن راشدی است.

یادداشت‌ها

نخستین ترانه او، اجرا: محمد حسن غیرت (۱۳۷۹)؛

نظرها، ترجمه‌های پیشنهادی و توضیح‌ها

اگر معنی خطی را بهتر می‌دانید یا روایت دیگری شنیده‌اید، این‌جا بنویسید.

نخستین نفری باشید که می‌نویسد

نشانی ایمیل شما منتشر نمی‌شود. دیدگاه‌ها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.