پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN
ترانه بندری

دلِ خراب

ترانه از ابراهیم منصفی (رامی) 📍 بندرعباس

ترجمه‌ی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکرده‌اند؛ اگر جایی را بهتر می‌دانید در گفت‌وگوی پایین بنویسید.

وَختی دِل خَراب اِتَه

وقتی دلِ خراب داری

فِکر اَکُنی عَذاب اِتَه

فکر می‌کنی عذاب داری

غُصِّه ی بی حِساب اِتَه

غصهٔ بی‌حساب داری

بی کُشتِه خو شِتاب اِتَه

برای کشتنِ خودت شتاب داری

ول بُکُ غُصَّه و غَمِت

غصه و غمت را رها کن

کَم بُکُ آه و ماتَمِت

آه و ماتمت را کم کن

یَه حَرفِ تازه گیر بیار

یک حرفِ تازه پیدا کن

گرم صَفا بُکُ دَمِت

دمت را به صفا گرم کن

حِسُّ هَمَه ش کِه غم نَهَن

حس، همه‌اش که غم نیست

روزُنِ خاش کِه کم نَهَن

روزهای خوش که کم نیست

یارُنِ خُب زیاد اِتَه

یارانِ خوب زیاد داری

باشتا کِه پیشِت اَم نَهَن

گیرم که حالا پیشت نیستند

بارُن اَتا بَهار اَبوت

باران می‌آید، بهار می‌شود

هَر خافتِه ای بیدار اَبوت

هر خفته‌ای بیدار می‌شود

جَوُنی سَر اَز خاک اَسِیت

جوانه‌ای سر از خاک برمی‌دارد

رو اَسب خو سوار اَبوت

بر اسبش سوار می‌شود

عشق قدیمُنِت خُوَه

عشق‌های قدیمت خواب است

عَکس یَه رویا رو هُوَه

عکسِ یک رؤیا روی آب است

لُقمِه ی گَپتِر اَز لُوَه

لقمه‌ای بزرگ‌تر از دهان است

گِفتِن آهو وا دُوَه

گرفتنِ آهو با دویدن است

اَز دَستِ خُوت فرار بُکُ

از دستِ خودت فرار کن

رو وا جَمال یار بُکُ

رو به جمالِ یار کن

هَر جا کِه عِشق حُضور ایشه

هر جا که عشق حضور دارد

مِیل هَمُ دیار بُکُ

میلِ همان دیار کن

شاعر
ابراهیم منصفی (رامی)
گویش
بندرعباس
ترجمه
پیشنهادی (نیاز به بازبینی)

با اجازه‌ی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد ابراهیم منصفی (رامی) است.

یادداشت‌ها

ترانه‌ی ابراهیم منصفی (رامی) در وب‌سایت رسمی او (rami.ir، اداره‌شده به نام خانواده/دوستداران)؛ هر سطر با آوانگاری لاتین؛ بی‌ترجمه‌ی فارسی (واژه‌نامه: rami.ir/vazhehnameh)؛ تاریخ انتشار در سایت: 2005-11-26؛

نظرها، ترجمه‌های پیشنهادی و توضیح‌ها

اگر معنی خطی را بهتر می‌دانید یا روایت دیگری شنیده‌اید، این‌جا بنویسید.

نخستین نفری باشید که می‌نویسد

نشانی ایمیل شما منتشر نمی‌شود. دیدگاه‌ها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.