پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN
داستان بندری فولکلور هرمزگان پند و حکمت سطح: آسان

راه بهشت

هنوز بررسی نشده این اثر هنوز به‌دست مدیر یا استادان هرمزجان بازبینی نشده است.

فولکلور هرمزگان

قصه‌ای درباره تناقض بین سخن و عمل

این اثر هنوز ترجمه‌ی فارسی ندارد. واژه‌هایی که در واژه‌نامه هستند خط‌دارند؛ روی‌شان بزنید تا معنی را ببینید. اگر بندری بلدید، ترجمه را در گفت‌وگوی پایین بنویسید.

ملائی راه مسجد گم ایکرده، از کودکی که از اون طرف رد شبو، ای پرسی، فرزندم مسجد ای محل کجان؟ کودک ایگو، ته همی خیابون، ب پیچ دست چپ، اون جا مسجد ابینی. ملا ایگو آفرین به تو فرزندم. م موا برم اونجا منبر ام هستن، تو ات بیای و گوش هادی. کودک ای پرسی، حالا، توات راجب به چه گپ بزنی؟ ملا ایگو موات راجب به راه بهشت بی مردم نشون هادم. کودک خنده ای ایکه، و ایگو، تو راه مسجد بلد نهی، چطوری توات راه بهشت بی مردم نشون هادی!

این قصه به ما یاد می‌دهد که علم و دانش تنها زمانی سودمند است که تطابق عملی داشته باشد و آدم نخست باید به راه درست خود برود.

پدیدآورنده
فولکلور هرمزگان

این اثر از ادبیات شفاهی و سینه‌به‌سینه‌ی مردم هرمزگان است. حقوق اثر نزد راویان و مردم هرمزگان است.

نظرها، ترجمه‌های پیشنهادی و توضیح‌ها

اگر معنی خطی را بهتر می‌دانید یا روایت دیگری شنیده‌اید، این‌جا بنویسید.

نخستین نفری باشید که می‌نویسد

نشانی ایمیل شما منتشر نمی‌شود. دیدگاه‌ها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.