روزگاری که روزگارم هد
سرودهی سید کامل کاملی (سرهنگ کاملی) 📍 بندرلنگه
ترجمهی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکردهاند؛ اگر جایی را بهتر میدانید در گفتوگوی پایین بنویسید.
روزگاري كه روزگارُم هُد
روزگاری که روزگارم بود
سالها خُم رئيس اُدُم بندر
سالها خودم رئیسِ بندر بودم
هفت اقليم اختيارم هُد
هفت اقلیم در اختیارم بود
پاسبان پياده سيصدتا
سیصد پاسبانِ پیاده
خُم هُدُم يك رئيس صد در صد
خودم رئیسی صددرصد بودم
كارمندان بيشمارُم هُد
کارمندانِ بیشمار داشتم
فكر و هوشُم هميشه آزادُد
فکر و هوشم همیشه آزاد بود
مو توكل به كردگارُم هُد
توکلم به کردگار بود
با همه خلق از غريب و خودي
با همهٔ خلق، از غریبه و خودی
همه مخلص هُُدت و لي ظاهر
همه مخلص بودند، ولی در ظاهر
تا زماني كه كار و بارُم هُد
تا زمانی که کار و بار داشتم
بعد سي سال خدمت دولت
بعد از سی سال خدمتِ دولت
تا بُدم بركنار و باز نشست
تا برکنار و بازنشسته شدم
هيچ مهر و وفا به جا شُـنَـوُو
هیچ مهر و وفایی به جا نماند
وقتي از اين جهان چدُم دو سه تا
وقتی از این جهان بروم، دو سه تا
دفتر شعر يادگارُم هُد
دفترِ شعر یادگارم خواهد بود
باز كامل دلُش خَشه كه هنوز
باز «کامل» دلش خوش است که هنوز
زن و فرزند در كنارُم هُد
زن و فرزند در کنارش هست
- شاعر
- سید کامل کاملی (سرهنگ کاملی)
- گویش
- بندرلنگه
- ترجمه
- پیشنهادی (نیاز به بازبینی)
با اجازهی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد سید کامل کاملی (سرهنگ کاملی) است.
یادداشتها
از «مرحوم سید کامل کاملی شاعر تواناي بندرلنگه»؛ شعر به گویش لنگهای درباره دوران خدمت و بازنشستگی؛ ۲۴ مصراع؛ بدون ترجمه. مجموعه اشعارش «مجموعه اشعار محلی کامل» (۱۳۸۷) است؛
نخستین نفری باشید که مینویسد