پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN
ترانه بندری

روزگار

هنوز بررسی نشده این اثر هنوز به‌دست مدیر یا استادان هرمزجان بازبینی نشده است.

ترانه از ناشناس

ترجمه‌ی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکرده‌اند؛ اگر جایی را بهتر می‌دانید در گفت‌وگوی پایین بنویسید.

یه روزگاری با تو عهدی اوم بست یادومن

روزگاری با تو عهدی بستم، یادم هست

نامردی اوم که عهد خود اشکستوم یادومن

نامردی کردم که عهد خودم را شکستم، یادم هست

همه کسوم عهد خو اشکستوم

همه‌کسم، عهد خودم را شکستم

دل به غریبه بستوم یادومن

دل به غریبه بستم، یادم هست

هر چی سروم بیاد حقومن

هر چه به سرم بیاید حقم است

خدا بی مه نخواد حقومن

اگر خدا هم مرا نخواهد، حقم است

روزوم بشد سیاه حقومن

روزم سیاه شد، حقم است

هر چی سروم بیاد حقومن

هر چه به سرم بیاید حقم است

خدا بی مه نخواد حقومن

اگر خدا هم مرا نخواهد، حقم است

روزوم بشد سیاه حقومن

روزم سیاه شد، حقم است

هر چی سروم بیاد حقومن

هر چه به سرم بیاید حقم است

خدا بی مه نخواد حقومن

اگر خدا هم مرا نخواهد، حقم است

روزوم بشد سیاه حقومن

روزم سیاه شد، حقم است

مه با تو بد اوم که تو بی مه حلالم کن

من با تو بد کردم، تو حلالم کن

نگاه به رنگ زردوم تو بی مه حلالم کن

به رنگِ زردم نگاه کن و حلالم کن

نامرد نامردوم تو بی مه حلالم کن

نامردِ نامردم، تو حلالم کن

نگاه به رنگ زردوم تو بی مه حلالم کن

به رنگِ زردم نگاه کن و حلالم کن

هر چی سروم بیاد حقومن

هر چه به سرم بیاید حقم است

خدا بی مه نخواد حقومن

اگر خدا هم مرا نخواهد، حقم است

روزوم بشد سیاه حقومن

روزم سیاه شد، حقم است

هر چی سروم بیاد حقومن

هر چه به سرم بیاید حقم است

خدا بی مه نخواد حقومن

اگر خدا هم مرا نخواهد، حقم است

روزوم بشد سیاه حقومن

روزم سیاه شد، حقم است

مه با تو بد اوم که تو بی مه حلالم کن

من با تو بد کردم، تو حلالم کن

نگاه به رنگ زردوم تو بی مه حلالم کن

به رنگِ زردم نگاه کن و حلالم کن

نامرد نامردوم تو بی مه حلالم کن

نامردِ نامردم، تو حلالم کن

نگاه به رنگ زردوم تو بی مه حلالم کن

به رنگِ زردم نگاه کن و حلالم کن

هر چی سروم بیاد حقومن

هر چه به سرم بیاید حقم است

خدا بی مه نخواد حقومن

اگر خدا هم مرا نخواهد، حقم است

روزوم بشد سیاه حقومن

روزم سیاه شد، حقم است

هر چی سروم بیاد حقومن

هر چه به سرم بیاید حقم است

خدا بی مه نخواد حقومن

اگر خدا هم مرا نخواهد، حقم است

روزوم بشد سیاه حقومن

روزم سیاه شد، حقم است

شاعر
ناشناس
ترجمه
پیشنهادی (نیاز به بازبینی)

با اجازه‌ی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد پدیدآورنده است.

یادداشت‌ها

خواننده: علی ابراهیمی و مجتبی تابدار؛ ترانه‌سرا در صفحه ذکر نشده؛ بی‌ترجمه؛ گویش دقیق بررسی شود؛

نظرها، ترجمه‌های پیشنهادی و توضیح‌ها

اگر معنی خطی را بهتر می‌دانید یا روایت دیگری شنیده‌اید، این‌جا بنویسید.

نخستین نفری باشید که می‌نویسد

نشانی ایمیل شما منتشر نمی‌شود. دیدگاه‌ها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.