مشتا بپا بو (که گرما هندن و رطب زیاد بو)
هنوز بررسی نشده این اثر هنوز بهدست مدیر یا استادان هرمزجان بازبینی نشده است.
ترانه از قنبر راستگو (خالو قنبر) 📍 بندرعباس
ترجمهی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکردهاند؛ اگر جایی را بهتر میدانید در گفتوگوی پایین بنویسید.
که گرما هندن و رطب زیاد بو برای جمع کردنی مُشتا به پا بو
که گرما آمده و رطب زیاد شده؛ برای جمع کردنش مُشتا برپا شد
که بابا صحب زود از خُو بلند بو که پَروِند بر کمر بر مُغ سوار بو
که بابا صبح زود از خواب بلند شد، پروند (طنابِ نخلبالایی) به کمر، سوار بر نخل شد
که پروَند بر کمر وا تولَک و داس به امید خدا یا حضرت عباس
که پروند بر کمر، با تولک (سبد خرما) و داس؛ به امید خدا، یا حضرت عباس
که تولَک رطبی سر پِنگ نغارین خوراک ظهرمو برنج هوارین
که تولکِ رطبِ سرِ پنگ، نغار است؛ خوراکِ ظهرمان برنجِ «هوار» است
بدو بابا که مُردُم سر اَفتو مِزارِمه ببند پا کُنته اَمبو
بیا بابا که زیرِ آفتاب مُردم؛ مزارم را پای تنهٔ درختِ انبه بساز
- شاعر
- قنبر راستگو (خالو قنبر)
- گویش
- بندرعباس
- ترجمه
- پیشنهادی (نیاز به بازبینی)
با اجازهی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد قنبر راستگو (خالو قنبر) است.
یادداشتها
شعر خالو قنبر درباره فصل خرماچینی، در بخش زندگینامه (منابع صفحه: رها فریدی، تفطوک، بندرخوبم). در فهرست آرشیو هم با اجرای قنبر راستگو، عادل دستیار و محمد اسلامی آمده؛
نخستین نفری باشید که مینویسد