پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN
شعر بندری

شروهٔ محیا: «رخی بنما که تا خرسند گردم»

هنوز بررسی نشده این اثر هنوز به‌دست مدیر یا استادان هرمزجان بازبینی نشده است.

سروده‌ی سید محی‌الدین «محیا» بستکی 📍 بستک

این اثر هنوز ترجمه‌ی انسانی ندارد؛ ستون فارسی، ترجمه‌ی ماشینی واژه‌به‌واژه از واژه‌نامه است. اگر بندری بلدید، ترجمه را در گفت‌وگوی پایین بنویسید.

رُخی بنما که تا خرسند گردم

رُخی بنما که تا خرسند چوب خشک و نازک درخت (به‌ویژه چوب نخل بی‌برگ)م

به دیدار تو حاجتمند گردم

به دیدار تو حاجتمند چوب خشک و نازک درخت (به‌ویژه چوب نخل بی‌برگ)م

از این دربه‌دری محیا کن آزاد

از این دربه‌دری محیا کن آزاد

ز عشقت دربه‌در تا چند گردم

ز عشقت دربه‌در تا چند چوب خشک و نازک درخت (به‌ویژه چوب نخل بی‌برگ)م

شاعر
سید محی‌الدین «محیا» بستکی
گویش
بستک

با مجوز آزاد منبع بازنشر شده است. حقوق اثر نزد سید محی‌الدین «محیا» بستکی است.

یادداشت‌ها

شاهد وزن (مفاعیلن مفاعیلن مفاعیل، هزج مسدس محذوف). منبع مقاله: (محیا، ۱۳۷۰: ۱۴۰). محیا (سید محی‌الدین، از اولاد سید کامل پیر، ساکن کال از توابع فرامرزان بستک) به گفتهٔ همین مقاله (ص ۱۵۴، به نقل از بخشایش ۱۳۹۰ و موسوی بجنوردی ۱۳۹۴) شاعر دوبیتی‌گوی قرن یازدهم قمری است؛ پس بیش از ۳۰۰ سال از درگذشتش گذشته و شعرش در مالکیت عمومی است (مقالهٔ شافعی‌پور، فروغ وحدت ۱۳۹۵: زیست ۱۰۰۵-۱۰۹۸ق، درگذشت در کال بستک). شروه (دوبیتی) به فارسی با واژه‌های محلی؛ بی‌ترجمه. [ص 157 مقاله] | نام شاعر در منبع/فایل اولیه: «محیا بستکی (سید محی‌الدین)»؛ یکدست شد.

نظرها، ترجمه‌های پیشنهادی و توضیح‌ها

اگر معنی خطی را بهتر می‌دانید یا روایت دیگری شنیده‌اید، این‌جا بنویسید.

نخستین نفری باشید که می‌نویسد

نشانی ایمیل شما منتشر نمی‌شود. دیدگاه‌ها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.