شعر به گویش جمسی جناحی
سرودهی حاج احمد درود جناحی 📍 جمسی (جناح)
ترجمهی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکردهاند؛ اگر جایی را بهتر میدانید در گفتوگوی پایین بنویسید.
از فراق صنم چهره گل سیما حور
از فراقِ صنمِ گلچهرهٔ حورسیما
رز عید و رز جشن ام نشم از خونه ا دور
و روزِ عید و روزِ جشن از خانه دور نشوم
تام اشدی که سراسیمه و بیهوش بدم
تا دید که سراسیمه و بیهوش شدهام
مخرور اشکه بچ خنخی و اشگت ته چرا اش
مغرور شد، لبخندی زد و گفت: تو چرا [اینطوری]؟
امگت ای ماهرخ خوروش سیم بدن
گفتم: ای ماهرخ، ای خورشیدرو، ای سیمینبدن
ساعتی اذن ام آده تا وسیم ته حضور
ساعتی اجازهام بده تا در حضورت بمانم
اشگت ای بله نادون. ته اشه از دم کارت
گفت: ای ابلهِ نادان، تو را چه به این کار؟
- شاعر
- حاج احمد درود جناحی
- منبع
- گپ و لپ ↗
- گویش
- جمسی (جناح)
- ترجمه
- پیشنهادی (نیاز به بازبینی)
با اجازهی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد حاج احمد درود جناحی است.
نخستین نفری باشید که مینویسد