پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN
شعر بندری

شعر به گویش جمسی جناحی

سروده‌ی حاج احمد درود جناحی 📍 جمسی (جناح)

ترجمه‌ی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکرده‌اند؛ اگر جایی را بهتر می‌دانید در گفت‌وگوی پایین بنویسید.

ا دفه خیلی عجیبن اگه ببرم جن ا دور

این دفعه خیلی عجیب است اگر جان به در ببرم

از فراق صنم چهره گل سیما حور

از فراقِ صنمِ گل‌چهرهٔ حورسیما

پار تابه امکه که نکنم بش از اچش و کسی

پارسال توبه کردم که به کسی دل نبندم

رز عید و رز جشن ام نشم از خونه ا دور

و روزِ عید و روزِ جشن از خانه دور نشوم

تابه مشکه و چشی زیر پلی امکه و تی

توبه را شکستم و زیرِ پلک نگاهی به او انداختم

عقلم اش واسه و روح از بدنم اشکه ا دور

عقلم را گرفت و روح را از بدنم دور کرد

تام اشدی که سراسیمه و بیهوش بدم

تا دید که سراسیمه و بیهوش شده‌ام

مخرور اشکه بچ خنخی و اشگت ته چرا اش

مغرور شد، لبخندی زد و گفت: تو چرا [این‌طوری]؟

امگت ای ماهرخ خوروش سیم بدن

گفتم: ای ماه‌رخ، ای خورشیدرو، ای سیمین‌بدن

ساعتی اذن ام آده تا وسیم ته حضور

ساعتی اجازه‌ام بده تا در حضورت بمانم

اشگت ای بله نادون. ته اشه از دم کارت

گفت: ای ابلهِ نادان، تو را چه به این کار؟

مده دلو کسی که لگد کوب و گرفتار توی بده چن مور

دل به کسی نده که لگدکوب و گرفتار شوی، مثلِ مور

اشگت ای هرزه نادون مگر دازدم مم

گفت: ای هرزهٔ نادان، مگر من به تو [دل] داده‌ام؟

م که مهر ته مدل نن نه و صلح و نه روز

منی که مهرِ تو در دلم نیست، نه صلح دارم و نه روزی [با تو]

شاعر
حاج احمد درود جناحی
گویش
جمسی (جناح)
ترجمه
پیشنهادی (نیاز به بازبینی)

با اجازه‌ی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد حاج احمد درود جناحی است.

نظرها، ترجمه‌های پیشنهادی و توضیح‌ها

اگر معنی خطی را بهتر می‌دانید یا روایت دیگری شنیده‌اید، این‌جا بنویسید.

نخستین نفری باشید که می‌نویسد

نشانی ایمیل شما منتشر نمی‌شود. دیدگاه‌ها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.