فصل بهار
هنوز بررسی نشده این اثر هنوز بهدست مدیر یا استادان هرمزجان بازبینی نشده است.
ترانه از ناشناس
ترجمهی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکردهاند؛ اگر جایی را بهتر میدانید در گفتوگوی پایین بنویسید.
وقتی که تو امدی نگاهتم که عاشقت بودم تیر نگاهت ایخا تو قلبم لرزی وجودم
وقتی که آمدی نگاهت کردم که عاشقت شدم؛ تیرِ نگاهت به قلبم خورد، وجودم لرزید
نارد ز یادم اون لحظه وانی که با تو بودم آتش عشقت تو دامنی زد به تار و پودم
آن لحظههایی که با تو بودم از یادم نمیرود؛ آتشِ عشقت را تو به تار و پودم زدی
ارم به صحرا مه وا خود تو فصل باهارن ارم تو باغون اکنم گردش که گلغزارن
من تنها به صحرا میروم، فصلِ بهار است؛ به باغها میروم گردش میکنم، که گلزار است
نارد ز یادم اون لحظه وانی که با تو بودم آتش عشقت تو دامنی زد به تار و پودم
آن لحظههایی که با تو بودم از یادم نمیرود؛ آتشِ عشقت را تو به تار و پودم زدی
- شاعر
- ناشناس
- ترجمه
- پیشنهادی (نیاز به بازبینی)
با اجازهی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد پدیدآورنده است.
یادداشتها
خواننده: کوروش توحدی؛ ترانهسرا در صفحه ذکر نشده؛ بیترجمه؛ گویش دقیق بررسی شود؛ زبان آمیختهی فارسی محاوره و بندری؛
نخستین نفری باشید که مینویسد