لالایی (لالا لالا مخونگ مه مه)
از عبدالخالق فرخزاد (بیقرار کوخردی) 📍 بستک
ترجمهی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکردهاند؛ اگر جایی را بهتر میدانید در گفتوگوی پایین بنویسید.
موی که اخوتم اما
میخواهم بخوابم، اما
مو هر چنگ بکنم امناشات
هر کاری میکنم، نمیشود
افهمم بعضی از مردم
میفهمم بعضی از مردم
تا اسه چادر هم شون ننگ
تا حالا چادر هم ندارند
حالا کوچه بده خالی
حالا کوچه خالی است
ز بس که وحشت و اندون
از بس که وحشت و اندوه است
که شهرمون مثل ویرونن
که شهرمان مثلِ ویرانه است
نمونده خونه ای سالم
خانهٔ سالمی نمانده
موکس غمگین و بی خونه ن
همه غمگین و بیخانهاند
اشو بستک عزادارن
امشب بستک عزادار است
موکس در چله و سرمو
همه در چلهٔ سرما
اته چادر گرفتارن
در چادر گرفتارند
- شاعر
- عبدالخالق فرخزاد (بیقرار کوخردی)
- منبع
- تِرِنُه ↗
- گویش
- بستک
- ترجمه
- پیشنهادی (نیاز به بازبینی)
با اجازهی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد عبدالخالق فرخزاد (بیقرار کوخردی) است.
یادداشتها
«تقدیم به کودکان بستک» پس از زلزله بستک (دی ۱۳۹۲)؛ «شعر و آهنگ : بیقرار کوخردی»؛ خوانندگان: اسماعیل، عبدالله عبدی، سید محمد کوخردی. لالایی معاصر است نه سنتی؛
نخستین نفری باشید که مینویسد