متل/لالایی «اَهومبا»
هنوز بررسی نشده این اثر هنوز بهدست مدیر یا استادان هرمزجان بازبینی نشده است.
فولکلور هرمزگان 📍 میناب
اَهومبا و اَهو مبا
پسرم شیر و روغن گاو میخورد، نمیدانم الان گاوها کجا هستند در پشت کشاورزیها یا شهر، با صدایشان شهر به جنبش در میآید. ما علی شاه را هو میکنیم چون نکبت است و بازیگوش علی شاه، شربتی را با سنگ زخمی کرده است، امّا شربتی که پسر خوبی است اول رفته اذان گفته، نماز خوانده و بعد رفته نخلهای جوان را آبیاری کرده است تا ثمر دهند، من هر چه از ثمر رطب درختهای نخل را بردارم و بخورم سیر نمیشوم.
اَهوم به شیر شیروا
اَهوم به روغن گا (گاو)
آردم را به طلا فروشان میدهم تا برایم طلا بدهند و دستهای نامزد پسرم را پر از طلا کنم، چون میدانم پسرم بزرگ میشود و میتواند از روی جوی آب بپرد، نامزدش را ببوسد و همیشه لبانش پر خنده باشد. پسرم به گونهای زیباست که اگر دخترها نگاهش کنند، شرمنده میشود.
اَهوم گاون کجاین
اَهوم پشت کلاتن
اَهوم کلات اجمبت
اَهوم شهر اغرمبت
هوی هوی به علی شاه
علی شاه نکبتی
سنگ ای ز به شربتی
واگرم زورم نبوت
بخورم سیرم نبوت
- پدیدآورنده
- فولکلور هرمزگان
- گویش
- میناب
- ترجمه
- از منبع
این اثر از ادبیات شفاهی و سینهبهسینهی مردم هرمزگان است. حقوق اثر نزد راویان و مردم هرمزگان است.
یادداشتها
«در میناب به اَهومبا (نامآوا) معروف است»؛ مادران وقتی نوزاد را از گهواره بیرون آوردهاند و با او بازی میکنند میخوانند (نه کنار گهواره). بند دوم «دنبالهٔ این لالائی» است. ترجمهها نثریاند (از مقاله). آوانویسی:
?ahumbā-o-?ahumbā
?ahum be šire širvā
?ahum be ruγane gā
?ahum gāvon kojāyan
?ahum pošte kalāten
?ahum kalāt ajombet
?ahum šahr ?yorombet
howyo howy be ?ališāh
?ališāh nekbati
šangiza be šarbatex
šarbati row bongidā
how be moγon jongi dā
vāgerom zurom nābut
boxarom sirom nabut
hārdom be zar garon
be zanen do xāharon
por be daste doxtaron
čukom ?eju ?aja ket
love dohton ačoket
love čukom por xanda
dohton mardon buden šarmanda
نخستین نفری باشید که مینویسد