پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN
شعر بندری

مادر

سروده‌ی عبدالرحمان محب 📍 بندرعباس

ترجمه‌ی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکرده‌اند؛ اگر جایی را بهتر می‌دانید در گفت‌وگوی پایین بنویسید.

تقدیم به شیر سفید و موی سیاهت مادر

تقدیم به شیرِ سفید و موی سیاهت، مادر

اِی خوب و مهربون ترین عزیز ترینم ای موم

ای خوب‌ترین و مهربان‌ترین، عزیزترینم، ای مادر

بی چه تَموُمِ روزُخُو وا پای مه اتکه حرُم

چرا تمامِ روزت را به پای من حرام کردی؟

وختی که وا عشقی عجیب بی مه رو سینَت تانُها

وقتی که با عشقی عجیب مرا روی سینه‌ات می‌گذاشتی

وا چه کرامتی ننه شیر جونخو آُمتدا

با چه کرامتی، ننه، شیرِ جانت را به من دادی!

شاعر
عبدالرحمان محب
گویش
بندرعباس
ترجمه
پیشنهادی (نیاز به بازبینی)

با اجازه‌ی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد عبدالرحمان محب است.

یادداشت‌ها

«شعر: عبدالرحمان محب»؛ ارسال: عزی کشمی؛

نظرها، ترجمه‌های پیشنهادی و توضیح‌ها

اگر معنی خطی را بهتر می‌دانید یا روایت دیگری شنیده‌اید، این‌جا بنویسید.

نخستین نفری باشید که می‌نویسد

نشانی ایمیل شما منتشر نمی‌شود. دیدگاه‌ها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.