پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN
ترانه بندری

نگاه مه نکفتی

ترانه از اسحاق احمدی 📍 بندرعباس

ترجمه‌ی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکرده‌اند؛ اگر جایی را بهتر می‌دانید در گفت‌وگوی پایین بنویسید.

رفتى امّا از نگاهِ مِه نکفتی

رفتی، اما از چشمم نیفتادی

ترکُم اِتکه ولی از یادُم نرفتی

رفتی امّا هنوزَم خُووِت اَدیدم

هنوز به یادت از خواب می‌پرم

هنوزَم به یادِت از خؤو اَپریدَم

بِره اى بیوفا راهِ تو بازِن

برو تا عزیزانت به تو بنازند

بِره تا عزیزُنِت بِى تو بنازِن

به نازنینیت شَنَهُند عهد بِشکنی تو

چشمانِ نازت نمی‌گفتند که دل می‌کَنی

چِشمُنِ نازِت شَنَگُ دل اَکَنی تو

امید اُمنَهَ که دل سیات بگینُم

امید نداشتم بی‌وفایی‌ات را ببینم

امید اُمنَهَ که بیوفات بگینُم

شاعر
اسحاق احمدی
منبع
گپ و گویش بندرعباسی ↗، مجموعه‌ی sirgap مالک سایت
گویش
بندرعباس
ترجمه
پیشنهادی (نیاز به بازبینی)

با اجازه‌ی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد اسحاق احمدی است.

یادداشت‌ها

«شعر: از هنرمند محبوب بندر، اسحاق احمدی»؛

نظرها، ترجمه‌های پیشنهادی و توضیح‌ها

اگر معنی خطی را بهتر می‌دانید یا روایت دیگری شنیده‌اید، این‌جا بنویسید.

نخستین نفری باشید که می‌نویسد

نشانی ایمیل شما منتشر نمی‌شود. دیدگاه‌ها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.