پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN
داستان بندری

هو سرد کن خلافکار

هنوز بررسی نشده این اثر هنوز به‌دست مدیر یا استادان هرمزجان بازبینی نشده است.

نوشته‌ی سیخور (مدیر وبلاگ هورمودر) 📍 بندرعباس

ترجمه‌ی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکرده‌اند؛ اگر جایی را بهتر می‌دانید در گفت‌وگوی پایین بنویسید.

هو سرد کن خلافکار

آب‌سردکنِ خلافکار

ای هو سرد کن چهم ترکیده!! غایه ای که مثل گُروهَ(گربه) اَ دیوال خونه مردم دِرنگ اتگفته و بی امبا دزی(انبه دزدی)بالا ترفته باید فکر ایجاش اتکرده...صد گیر وا تو امگفت آدم درستی بش..امگفت دنبال چوک هوسردکن مال فلکه شهربانی مگرد ..یادتن چکک تمگفت اذیت یخچال مال مدرسه دخترانه مکن؟؟همش تگفته باشه ولی دگه صباحش مدید که گَل اَ نو گازی اَ نو...

ای آب‌سردکنِ چشم‌ترکیده!! آن وقت که مثل گربه از دیوار خانهٔ مردم بالا می‌رفتی و برای انبه‌دزدی بالا می‌کشیدی، باید فکر این‌جایش را هم می‌کردی... صد بار به تو گفتم آدم درستی باش.. گفتم دنبال پسرِ آب‌سردکنِ فلکهٔ شهربانی راه نیفت.. یادت هست چقدر به تو می‌گفتم یخچال مدرسهٔ دخترانه را اذیت نکن؟؟ همیشه می‌گفتی باشه، ولی فردایش باز می‌دیدم روز از نو، روزی از نو...

وختی یتا آدم گپته چیزی وا تو ایگفت باید گپش گوش بکشی..وختی وا تو اگن جومه آستین کوتاه گرخو مکن باید کبول بکنی..وختی اگن کله خو مدل تیفوسی و میکروبی مزن باید بگی باشه..وختی اگن نباید دلت خاش بشت باید بگی چشم...

وقتی یک آدم بزرگ‌تر چیزی به تو گفت، باید به حرفش گوش کنی.. وقتی به تو می‌گویند پیراهن آستین‌کوتاه تنت نکن، باید قبول کنی.. وقتی می‌گویند موهایت را مدل تیفوسی و میکروبی نزن، باید بگویی باشه.. وقتی می‌گویند نباید دلت خوش باشد، باید بگویی چشم...

حالا خوبت بو؟؟ بی تو وا دو تا رفیکونت شگفت شکردی زندون و منتظرن هیجده سالتون بشت تا اعدامتون بکنن...عکستون هم داخه اینترنت چاپ شکردن...آقای کاضی(قاضی) ایگفت بی هر یتاشون سر یکتا فلکه زندون اکنیم تا همه به ایشو بگینن و درس عبرتی بی بقیه بشن...تو وا رفیکوت آبرو همه تبردن..

حالا خوبت شد؟؟ تو و دو تا رفیقت را گرفتند و انداختند زندان و منتظرند هجده‌ساله شوید تا اعدامتان کنند... عکستان را هم توی اینترنت چاپ کرده‌اند... آقای قاضی گفته هر کدامشان را سر یک فلکه زندانی می‌کنیم تا همه ببینندشان و درس عبرتی برای بقیه بشوند... تو و رفیق‌هایت آبروی همه را بردید..

حالا غصه مخا..مه خوم اتام ملاکاتیت بی تو کامپوت گیلاس و اَلناس(آناناس) اتارم..

حالا غصه نخور.. خودم می‌آیم ملاقاتت و برایت کمپوت گیلاس و آناناس می‌آورم..

نویسنده
سیخور (مدیر وبلاگ هورمودر)
گویش
بندرعباس
ترجمه
پیشنهادی (نیاز به بازبینی)

با اجازه‌ی نویسنده در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد سیخور (مدیر وبلاگ هورمودر) است.

یادداشت‌ها

طنز به بندری: «هو سرد کن خلافکار» (دزدی آب‌سردکن، خطاب به دوست زندانی)؛

نظرها، ترجمه‌های پیشنهادی و توضیح‌ها

اگر معنی خطی را بهتر می‌دانید یا روایت دیگری شنیده‌اید، این‌جا بنویسید.

نخستین نفری باشید که می‌نویسد

نشانی ایمیل شما منتشر نمی‌شود. دیدگاه‌ها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.