پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN
داستان بندری

چیچیکای کغار

هنوز بررسی نشده این اثر هنوز به‌دست مدیر یا استادان هرمزجان بازبینی نشده است.

نوشته‌ی سیخور (شاعر بندری) 📍 بندرعباس

ترجمه‌ی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکرده‌اند؛ اگر جایی را بهتر می‌دانید در گفت‌وگوی پایین بنویسید.

حتمالا همتون ادونی کغار چن؟

احتمالاً همه‌تان می‌دانید کغار چیست؟

کغار یه پرنده شبیه سورسکن ولی یخو گپتر و جونتر از سورسک که فکر اکنم وا فارسی شگن فاخته.

کغار پرنده‌ای است شبیه سورسک، ولی کمی بزرگ‌تر و قشنگ‌تر از سورسک، که فکر می‌کنم به فارسی به آن فاخته می‌گویند.

زمستونو وقتی بری صحرا از شهر معمولا سر پسین صدای کغار اشنوی:

زمستان‌ها وقتی از شهر بیرون بروی، معمولاً سرِ عصر صدای کغار را می‌شنوی:

**کوکوکو کوکوکو**

**کوکوکو کوکوکو**

بله، ای صدای کغارن که وا سوز و گداز اخوندن.

بله، این صدای کغار است که با سوز و گداز می‌خواند.

یادمن وقتی یه چولنگ پنج-شش ساله هسترم بی بی ما چیچیکای کغار بی مه ایگفت (خدا عمرش هادیت):

یادم است وقتی بچهٔ پنج‌شش‌ساله‌ای بودم، مادربزرگم (خدا عمرش بدهد) قصهٔ کغار را برایم گفت:

"یه صدایی شهند!"

«صدایی می‌آمد!»

مه امگه: "ننه! ای صدای چن؟"

من گفتم: «ننه! این صدای چیست؟»

بی ما ایگو: "ای صدای کغارن مم."

مادربزرگم گفت: «این صدای کغار است، عزیزم.»

مه امگو: "خا چه اگفتن؟"

گفتم: «خب، چه می‌گوید؟»

بی ما ایگو:

مادربزرگم گفت:

"پیشترون (در زمانِ خیلی قدیم)، دو تا کغار به اسمون ممد و ایسف هستند. ممد کاکای گپ ایسف است. یه روزی ممد و ایسف سرِ خوراک وا هم دعواشون ابو. خلاصه کاکا ایسف غیض اگنت و از پهلو ممد اریت و دگه هیچوقت هم برنگردید.

«خیلی قدیم‌ها دو تا کغار بودند به اسم ممد و ایسف. ممد برادرِ بزرگِ ایسف بود. یک روز ممد و ایسف سرِ غذا با هم دعوایشان شد. خلاصه کاکا ایسف قهر کرد و از پیش ممد رفت و دیگر هیچ‌وقت برنگشت.

حالا کاکا ممد دلش بی کاکا ایسف خیلی تنگ بودن. همیشه گریه اکردن و اگفتن:

حالا کاکا ممد دلش برای کاکا ایسف خیلی تنگ می‌شد. همیشه گریه می‌کرد و می‌گفت:

**کوکوکو کوکوکو**

**کوکوکو کوکوکو**

**کاکا ایسف! کاکا ایسف!**

**کاکا ایسف! کاکا ایسف!**

**یه (یکی) بی من!**

**یکی برای من!**

**دو (دو تا) بی تو!**

**دو تا برای تو!**

اگفتن: 'کاکا ایسف! بدو! سهمِ خورات بیشتر است! ولی دگه هیچوقت صدایِ کاکا ایسف نشنود و بی کاکا ایسف نگشت. شاید کاکا ایسف را شکستند یا...'

می‌گفت: "کاکا ایسف! بیا! سهمِ غذای تو بیشتر است!" ولی دیگر هیچ‌وقت صدای کاکا ایسف را نشنید و کاکا ایسف را پیدا نکرد. شاید کاکا ایسف را شکار کردند یا...

مم، یادت بشت! هیچوقت با کسی دعوا نکن و از کسی غیض نگیر!"

عزیزم، یادت باشد! هیچ‌وقت با کسی دعوا نکن و از کسی قهر نکن!»

خلاصه، ای از چیچیکای ممگپو است.

خلاصه، این یکی از قصه‌های مادربزرگم است.

از همی چیچیکا چندتا شروند خاش هم ساخته بودند که سینه وا سینه از گپترن وا ما منتقل بودند و نسل‌های بعدی این شروندها را خواندند.

از همین قصه چند تا شروندِ (دوبیتیِ) خوش هم ساخته بودند که سینه‌به‌سینه از بزرگ‌ترها به ما رسیده و نسل‌های بعد این شروندها را خواندند.

خالو کمبر و خدا بیامرز محمد کمینی هم که این شروندها را خیلی زیبا می‌خواندند.

خالو کمبر و خدابیامرز محمد کمینی هم این شروندها را خیلی زیبا می‌خواندند.

**ای مرغی که نه غارن، ای کغارن!**

**این مرغ که دارد ناله می‌کند، این کغار است!**

**نخوندن روی مغ، مغ هم نه غارن!**

**روی نخل می‌خواند، نخل هم دارد ناله می‌کند!**

**نخوندن کاکا ایسف! کاکا ایسف!**

**می‌خواند: کاکا ایسف! کاکا ایسف!**

**تموم دردِنوم هجر برابرن!**

**دردِ هجران برابرِ همهٔ دردهای من است!**

و در جایی دیگر خواندند:

و جای دیگر خواندند:

**اوخی کوکوکو! تو چرا نالی شب و روز؟**

**اوخی کوکوکو! تو چرا شب و روز می‌نالی؟**

**برادر باخته‌ای و خویش دلسوز!**

**برادر از دست داده‌ای یا خویشِ دلسوز؟**

**نه برادر باختم و نه خویش دلسوز!**

**نه برادر از دست داده‌ام و نه خویشِ دلسوز!**

**من از شامسِ (شانسِ) کجم نالم شب و روز!**

**من از بختِ کجم شب و روز می‌نالم!**

نویسنده
سیخور (شاعر بندری)
منبع
مجموعه‌ی sirgap مالک سایت
گویش
بندرعباس
ترجمه
پیشنهادی (نیاز به بازبینی)

با اجازه‌ی نویسنده در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد سیخور (شاعر بندری) است.

یادداشت‌ها

پیام داستان: دعوا و کینه منجر به حسرتِ ابدی می‌شود. صدای کغار یادِ شاعرانۀ هجرِ برادری است.

نظرها، ترجمه‌های پیشنهادی و توضیح‌ها

اگر معنی خطی را بهتر می‌دانید یا روایت دیگری شنیده‌اید، این‌جا بنویسید.

نخستین نفری باشید که می‌نویسد

نشانی ایمیل شما منتشر نمی‌شود. دیدگاه‌ها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.