پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN
ترانه بندری

پیغمبر عشق

هنوز بررسی نشده این اثر هنوز به‌دست مدیر یا استادان هرمزجان بازبینی نشده است.

ترانه از ناشناس

ترجمه‌ی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکرده‌اند؛ اگر جایی را بهتر می‌دانید در گفت‌وگوی پایین بنویسید.

تو که پیغمبر عشقی گدا بی عالم اتکردن

تو که پیغمبرِ عشقی، عالم را گدای خودت کرده‌ای

ایی نه رسم پیغمبرونن که تو وا آدم ادکردن

این رسمِ پیغمبرها نیست که تو با آدم کرده‌ای

تو که پیغمبر عشقی گدا بی عالم ادکردن

تو که پیغمبرِ عشقی، عالم را گدای خودت کرده‌ای

ایی نه رسم پیغمبرونن که تو وا آدم ادکردن

این رسمِ پیغمبرها نیست که تو با آدم کرده‌ای

سر سر به بلند بالا به یکباره خم ادکردن

سرِ سروِ بلندبالا را یکباره خم کرده‌ای

عروس شهر شاهانی دل شاهن دست ادخوندن

عروسِ شهرِ شاهانی؛ دلِ شاه را به دام انداخته‌ای

که به شاهزاده اون یکدم گرفتار خودت ادکردن

که شاهزاده را در یک دم گرفتار خودت کرده‌ای

تو که پیغمبر عشقی گدا بی عالم ادکردن

تو که پیغمبرِ عشقی، عالم را گدای خودت کرده‌ای

ایی نه رسم پیغمبرونن که تو وا آدم ادکردن

این رسمِ پیغمبرها نیست که تو با آدم کرده‌ای

تا که مه چشمام اکه تو چشم تو

تا چشمانم در چشمانِ تو می‌افتد

یاد اون روز زنده ابو دوریت طاقت امنین

یادِ آن روز زنده می‌شود؛ طاقتِ دوری‌ات را ندارم

بدو تا مثل اول باهم بشیم دست خو از دستم نکشی دوری بشته طاقت امنینن

بیا تا مثل اول با هم باشیم؛ دستت را از دستم نکش؛ طاقتِ دوریِ بیشتر را ندارم

عمر مه بستگی ایشتسن به عشق عشق

عمرِ من به عشق بستگی دارد، به عشق

تا که مه چشمام اکه تو چشم تو

تا چشمانم در چشمانِ تو می‌افتد

یاد اون روز زنده ابو دوریت طاقت امنین

یادِ آن روز زنده می‌شود؛ طاقتِ دوری‌ات را ندارم

زندگی مه غصه و دردن راه خوشیم از دومی بندن

زندگی‌ام غصه و درد است؛ راهِ خوشی‌ام از دو سو بسته است

هرجا برم پاخو بنستم راه امید بندن

هر جا بروم پایم بسته است؛ راهِ امید بسته است

روزگارم آتش نگفتن قسمت مه همطو نوشتن بی کس و تنهام ای خدا مردنم بهترن

روزگارم آتش گرفته؛ قسمتِ مرا همین‌طور نوشته‌اند؛ بی‌کس و تنهایم، ای خدا؛ مردنم بهتر است

بیزارم خدا از زندگانی درد دل مه تو خوب ادونی

خدایا، از زندگانی بیزارم؛ دردِ دلِ مرا تو خوب می‌دانی

زندگی مه غصه و دردن راه خوشیم از دومی بندن

زندگی‌ام غصه و درد است؛ راهِ خوشی‌ام از دو سو بسته است

هرجا برم پاخو بنستم راه امید بندن

هر جا بروم پایم بسته است؛ راهِ امید بسته است

بیزارم خدا از زندگانی درد دل مه تو خوب ادونی

خدایا، از زندگانی بیزارم؛ دردِ دلِ مرا تو خوب می‌دانی

شاعر
ناشناس
ترجمه
پیشنهادی (نیاز به بازبینی)

با اجازه‌ی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد پدیدآورنده است.

یادداشت‌ها

خواننده: مهران میررستمی؛ ترانه‌سرا در صفحه ذکر نشده؛ بی‌ترجمه؛ گویش دقیق بررسی شود؛

نظرها، ترجمه‌های پیشنهادی و توضیح‌ها

اگر معنی خطی را بهتر می‌دانید یا روایت دیگری شنیده‌اید، این‌جا بنویسید.

نخستین نفری باشید که می‌نویسد

نشانی ایمیل شما منتشر نمی‌شود. دیدگاه‌ها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.