پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN
ترانه بندری

گُل‌بوته

ترانه از ابراهیم منصفی (رامی) 📍 بندرعباس

ترجمه‌ی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکرده‌اند؛ اگر جایی را بهتر می‌دانید در گفت‌وگوی پایین بنویسید.

یَه دُفه دِگَه مثل قدیم، بِی چه دل از مِه نابَری

یک بارِ دیگر، مثلِ قدیم، چرا دل از من نمی‌بری؟

دُزَکی نِگاهُم ناکُنی، از زیرِ جلبیل زَری

دزدکی نگاهم نمی‌کنی از زیرِ جلبیلِ زری

یادِت بیار وختی تَهُند، دستِت تو دستُم تَنُها

یادت بیاور، وقتی می‌آمدی، دستت در دستم بود، تنها

وختی تَهُند هُشیار اَرُم، تَرفتَه مَستُم تَنُها

وقتی می‌آمدی هشیار بودم؛ می‌رفتی و مستم می‌گذاشتی، تنها

مه و تو مثل بهار و گل، یَکدل و یَکجُن اَستَریم

من و تو مثلِ بهار و گل، یکدل و یک‌جان بودیم

دور اَ هم و بی هَمدِگَه، هُول و هَراسُن اَستَرم

دور از هم و بی همدیگر، پر از هول و هراس بودم

یَه دُفَه دِگَه مثل قدیم، وا زیرچِشی نِگام بُکُ

یک بارِ دیگر، مثلِ قدیم، زیرچشمی نگاهم کن

تو خُو، تو بیداری بدُو، اَ پُشتِ در صِدام بُکُ

در خواب، در بیداری، بیا؛ از پشتِ در صدایم کن

وختی که تو پَهلوم بَشی، یَه دنیا شور و حال اُمَه

وقتی که تو کنارم باشی، یک دنیا شور و حال دارم

حضور تو بَس که خاشِن، احساس اَکُنُم بال اُمَه

حضورِ تو بس که خوش است، احساس می‌کنم بال دارم

هَلَه هَلَه گرگِ چَمبَری، زَهرَه نداری بُبَری

هله هله، گرگِ چمباتمه‌زده، زهره نداری ببری‌اش

هَلَه هَلَه گرگِ چَمبَری، زَهرَه نداری بُبَری

هله هله، گرگِ چمباتمه‌زده، زهره نداری ببری‌اش

شاعر
ابراهیم منصفی (رامی)
گویش
بندرعباس
ترجمه
پیشنهادی (نیاز به بازبینی)

با اجازه‌ی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد ابراهیم منصفی (رامی) است.

یادداشت‌ها

ترانه‌ی ابراهیم منصفی (رامی) در وب‌سایت رسمی او (rami.ir، اداره‌شده به نام خانواده/دوستداران)؛ هر سطر با آوانگاری لاتین؛ بی‌ترجمه‌ی فارسی (واژه‌نامه: rami.ir/vazhehnameh)؛ تاریخ انتشار در سایت: 2004-01-25؛

نظرها، ترجمه‌های پیشنهادی و توضیح‌ها

اگر معنی خطی را بهتر می‌دانید یا روایت دیگری شنیده‌اید، این‌جا بنویسید.

نخستین نفری باشید که می‌نویسد

نشانی ایمیل شما منتشر نمی‌شود. دیدگاه‌ها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.