گنج
ترانه از ابراهیم منصفی (رامی) 📍 بندرعباس
ترجمهی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکردهاند؛ اگر جایی را بهتر میدانید در گفتوگوی پایین بنویسید.
بِی چه قصَّه نانِویسی
چرا قصه نمینویسی؟
بِی چه شعر تازَه ناگِی
چرا شعرِ تازه نمیگویی؟
بِی خو جُن تازَه نادِی
چرا به خودت جانِ تازه نمیدهی؟
وا غم و سکوت و ماتم
با غم و سکوت و ماتم
یَه کنارَه نِشتِه تا کِی
تا کی یک گوشه نشستن؟
وا خیالاتِ گذشتَه
با خیالاتِ گذشته
روی هُو نوشتِه تا کِی
تا کی روی آب نوشتن؟
از خودِت مَگِه کنارَه
از خودت کناره نگیر
گیتارت واگِه دوبارَه
گیتارت را دوباره بردار
تو خراب آبادِ دنیا
در خرابآبادِ دنیا
زندگی مثل یَه گَنجِن
زندگی مثلِ یک گنج است
چشمه ی امید و عشقِن
چشمهٔ امید و عشق است
نه کویر درد و رَنجِن
نه کویرِ درد و رنج
بِی چه قصَّه نانِویسی
چرا قصه نمینویسی؟
بِی چه شعر تازَه ناگِی
چرا شعرِ تازه نمیگویی؟
بِی خو جُن تازَه نادِی
چرا به خودت جانِ تازه نمیدهی؟
- شاعر
- ابراهیم منصفی (رامی)
- گویش
- بندرعباس
- ترجمه
- پیشنهادی (نیاز به بازبینی)
با اجازهی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد ابراهیم منصفی (رامی) است.
یادداشتها
ترانهی ابراهیم منصفی (رامی) در وبسایت رسمی او (rami.ir، ادارهشده به نام خانواده/دوستداران)؛ هر سطر با آوانگاری لاتین؛ بیترجمهی فارسی (واژهنامه: rami.ir/vazhehnameh)؛ محل/تاریخ سرایش: ایلود فروردین 1370؛ تاریخ انتشار در سایت: 2003-11-26؛
نخستین نفری باشید که مینویسد