یار عزیز قامت بلندم
هنوز بررسی نشده این اثر هنوز بهدست مدیر یا استادان هرمزجان بازبینی نشده است.
ترانه از ناشناس 📍 بندرعباس
ترجمهی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکردهاند؛ اگر جایی را بهتر میدانید در گفتوگوی پایین بنویسید.
یار عَزیز قامَت بُلَندُم
یارِ عزیزِ قدبلندم
تنهایی و غم اِتکِه نَصیبُم
تنهایی و غم را نصیبم کردی
کس نی بُپُرسِه وازِت چه بودِن
کسی نیست بپرسد با تو چه شده
یارُن کُجایَن ، دُشمَن حَسودِن
یاران کجایند؟ دشمن حسود است
اَز شَرِّ جِنْتَک ، اَز تِرس شِیطُن
از شرِّ جنّها، از ترسِ شیطان
اِسفَند و گِشتِه ی بی بی نَدودِن
اسفند و بخورِ بیبی دارد دود میکند
- شاعر
- ناشناس
- گویش
- بندرعباس
- ترجمه
- پیشنهادی (نیاز به بازبینی)
با اجازهی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد پدیدآورنده است.
یادداشتها
سراینده در صفحه ذکر نشده. بازخوانی مجید نصیری/سالاری؛ صفحه به سایت رامی (منصفی) پیوند داده — احتمالاً ترانه از منصفی، تأیید شود؛
نخستین نفری باشید که مینویسد