پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN
ترانه بندری

یار عزیز قامت بلندم

هنوز بررسی نشده این اثر هنوز به‌دست مدیر یا استادان هرمزجان بازبینی نشده است.

ترانه از ناشناس 📍 بندرعباس

ترجمه‌ی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکرده‌اند؛ اگر جایی را بهتر می‌دانید در گفت‌وگوی پایین بنویسید.

یار عَزیز قامَت بُلَندُم

یارِ عزیزِ قدبلندم

بِی چه نِتای تا عَغدِت بُبَندُم

چرا نمی‌آیی تا عقدت ببندم؟

پات از حَنیرُن صدتا گل ایشَه

پایت از حنا صد تا گل دارد

قلبُم تو سینَه ت ، صد مَنزل ایشَه

قلبم در سینه‌ات صد منزل دارد

بی تو م ِحتّی وا خوم غریبُم

بی تو من حتی با خودم غریبم

تنهایی و غم اِتکِه نَصیبُم

تنهایی و غم را نصیبم کردی

عِشق مِه وُ تو اینی تَمُنی

عشقِ من و تو تمامی ندارد

وختی خاشِن کِه پَهلوم بُمُنی

وقتی خوش است که پیشم بمانی

کس نی بُپُرسِه وازِت چه بودِن

کسی نیست بپرسد با تو چه شده

یارُن کُجایَن ، دُشمَن حَسودِن

یاران کجایند؟ دشمن حسود است

اَز شَرِّ جِنْتَک ، اَز تِرس شِیطُن

از شرِّ جنّ‌ها، از ترسِ شیطان

اِسفَند و گِشتِه ی بی بی نَدودِن

اسفند و بخورِ بی‌بی دارد دود می‌کند

یار عزیز قامَت بُلَندُم

یارِ عزیزِ قدبلندم

بِی چه نِتای تا عَغدِت بُبَندُم

چرا نمی‌آیی تا عقدت ببندم؟

شاعر
ناشناس
گویش
بندرعباس
ترجمه
پیشنهادی (نیاز به بازبینی)

با اجازه‌ی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد پدیدآورنده است.

یادداشت‌ها

سراینده در صفحه ذکر نشده. بازخوانی مجید نصیری/سالاری؛ صفحه به سایت رامی (منصفی) پیوند داده — احتمالاً ترانه از منصفی، تأیید شود؛

نظرها، ترجمه‌های پیشنهادی و توضیح‌ها

اگر معنی خطی را بهتر می‌دانید یا روایت دیگری شنیده‌اید، این‌جا بنویسید.

نخستین نفری باشید که می‌نویسد

نشانی ایمیل شما منتشر نمی‌شود. دیدگاه‌ها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.