پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN
ترانه بندری

چشمونت

هنوز بررسی نشده این اثر هنوز به‌دست مدیر یا استادان هرمزجان بازبینی نشده است.

ترانه از ناشناس

ترجمه‌ی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکرده‌اند؛ اگر جایی را بهتر می‌دانید در گفت‌وگوی پایین بنویسید.

چشمون نازت ببند بدو کنار مه بخند

چشمانِ نازت را ببند، بیا کنارم بخند

مثل نگین روی دلم برق ازنی و نور ادی

مثلِ نگین روی دلم برق می‌زنی و نور می‌دهی

بمون که جای تو تو قلبن دستت ینوس تو دستم

بمان که جای تو در قلب است؛ دستت را بگذار در دستم

نگاه بکن به چشمونم تو نادی که چشمونت

به چشمانم نگاه کن؛ تو نمی‌دانی که چشمانت...

تو ای که پاکی و زلالی مثل بارون

تو که پاک و زلالی مثلِ باران

تو ای که پاکی و زلالی مثل بارون

تو که پاک و زلالی مثلِ باران

هر دو چشمونت نازت یک شهر اکن چراغون

هر دو چشمِ نازت یک شهر را چراغان می‌کنند

همه دنیا بهم اریزی از بس خوبیو نجیبی

همهٔ دنیا را به هم می‌ریزی، از بس خوب و نجیبی

حادثه ای تو قلبم چقدر تو عجیب غریبی

حادثه‌ای در قلبم؛ چقدر تو عجیب و غریبی

تو ای که پاکی و زلالی مثل بارون

تو که پاک و زلالی مثلِ باران

تو ای که پاکی و زلالی مثل بارون

تو که پاک و زلالی مثلِ باران

هر دو چشمونت نازت یک شهر اکن چراغون

هر دو چشمِ نازت یک شهر را چراغان می‌کنند

تو ای که پاکی و زلالی مثل بارون تو ای که پاکی

تو که پاک و زلالی مثلِ باران؛ تو که پاک

و زلالی مثل بارون هر دو چشمونت نازت

و زلالی مثلِ باران؛ هر دو چشمِ نازت

یک شهر اکن چراغون

یک شهر را چراغان می‌کنند

شاعر
ناشناس
ترجمه
پیشنهادی (نیاز به بازبینی)

با اجازه‌ی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد پدیدآورنده است.

یادداشت‌ها

خواننده: محمد امین مومن زاده؛ ترانه‌سرا در صفحه ذکر نشده؛ بی‌ترجمه؛ گویش دقیق بررسی شود؛

نظرها، ترجمه‌های پیشنهادی و توضیح‌ها

اگر معنی خطی را بهتر می‌دانید یا روایت دیگری شنیده‌اید، این‌جا بنویسید.

نخستین نفری باشید که می‌نویسد

نشانی ایمیل شما منتشر نمی‌شود. دیدگاه‌ها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.