پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN
ترانه بندری

یار چیش قشنگ

هنوز بررسی نشده این اثر هنوز به‌دست مدیر یا استادان هرمزجان بازبینی نشده است.

ترانه از ناشناس

ترجمه‌ی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکرده‌اند؛ اگر جایی را بهتر می‌دانید در گفت‌وگوی پایین بنویسید.

چیشات قد یه دِریانو مشکیش اسمونی

چشم‌هایت اندازهٔ یک دریاست، سیاهی‌اش آسمانی است

تو‌ حرفم‌میزِنی انگار سیمو‌ آواز میخونی

تو حرف می‌زنی، انگار برایم آواز می‌خوانی

تو بوی محله های شنبدی دورت پیچیده

بوی محله‌های «شنبدی» دورت پیچیده

ازو گلی بنفشو ری سرت هی میتکونی

از آن گل‌های بنفش مدام روی سرت می‌تکانی

حالا یار چیش قِشنگُم

حالا ای یارِ چشم‌قشنگم

بیا دورت میگردُم

بیا، دورت بگردم

مونه پاییز زِده بودُم

مثلِ پاییززده‌ها بودم

شدی شاخ و برگُم

تو شاخ و برگم شدی

حالا یار چیش قِشنگُم

حالا ای یارِ چشم‌قشنگم

گیسو بلندُم

ای گیسوبلندم

دل بخوی بهت میبازم

اگر دلت بخواهد به تو می‌بازم

تو بیا بجنگُم

تو بیا، (برایت) می‌جنگم

مو‌ اونجا خونمِن که عطر تو‌ هِواشن

خانهٔ من آنجاست که عطرِ تو در هوایش است

وُ او برق نگاهت نور ستاره هاشِن

و آن برقِ نگاهت نورِ ستاره‌هایش است

مو‌توو کل ای بندر

من در کلِ این بندر

مثلت هیچ جا نِدیدم

مثلِ تو هیچ‌جا ندیدم

که تا چشمُم بت افتاد

که تا چشمم به تو افتاد

انگاری پر کیشدُم

انگار پر کشیدم

شاعر
ناشناس
ترجمه
پیشنهادی (نیاز به بازبینی)

با اجازه‌ی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد پدیدآورنده است.

یادداشت‌ها

خواننده: ممرض؛ ترانه‌سرا در صفحه ذکر نشده؛ بی‌ترجمه؛ گویش دقیق بررسی شود؛

نظرها، ترجمه‌های پیشنهادی و توضیح‌ها

اگر معنی خطی را بهتر می‌دانید یا روایت دیگری شنیده‌اید، این‌جا بنویسید.

نخستین نفری باشید که می‌نویسد

نشانی ایمیل شما منتشر نمی‌شود. دیدگاه‌ها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.