پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN
ترانه بندری

یه بهار

هنوز بررسی نشده این اثر هنوز به‌دست مدیر یا استادان هرمزجان بازبینی نشده است.

ترانه از ناشناس

ترجمه‌ی پیشنهادی — نیاز به بازبینی این ترجمه را گویشوران هنوز بازبینی نکرده‌اند؛ اگر جایی را بهتر می‌دانید در گفت‌وگوی پایین بنویسید.

راه ارم تو کوچه اون هیچکسی نین دوربروم

توی کوچه‌ها راه می‌روم؛ هیچ‌کس دور و برم نیست

خیال تو همراهمن آواگر دست سرم

خیالِ تو همراهم است، دستِ آوارگی بر سرم

وقتی اتارم اسم تو انینه بغز تو گلوم

وقتی اسمت را می‌آورم، بغض توی گلویم می‌نشیند

وا خو اگم کاش الان تا هن روبروم

با خودم می‌گویم: کاش الان روبه‌رویم بودی

به بهاری که نبودن قصه سازه مه وو تو

به بهاری که نبود، قصه‌سازِ من و تو

نبردن هیچ کس به ی مه راز تو

هیچ‌کس رازِ تو را از من نبرده

راه ارم مه به هوات ولی دل تنگن نگات

به هوای تو راه می‌روم، ولی دلم تنگِ نگاهت است

شاعر
ناشناس
ترجمه
پیشنهادی (نیاز به بازبینی)

با اجازه‌ی شاعر در هرمزجان منتشر شده است. حقوق اثر نزد پدیدآورنده است.

یادداشت‌ها

خواننده: پویا پاسلار؛ ترانه‌سرا در صفحه ذکر نشده؛ بی‌ترجمه؛ گویش دقیق بررسی شود؛

نظرها، ترجمه‌های پیشنهادی و توضیح‌ها

اگر معنی خطی را بهتر می‌دانید یا روایت دیگری شنیده‌اید، این‌جا بنویسید.

نخستین نفری باشید که می‌نویسد

نشانی ایمیل شما منتشر نمی‌شود. دیدگاه‌ها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.