پرش به محتوا
هرمزجانHORMOZJAN
دریا و ماهیگیری اسم 📍 گویش بندرعباسی📍 گویش قشمی

گلو

/galu/
تأییدشده · ۵ منبع

معنی فارسی

  1. گربه‌ماهی۲۴۵
  2. ذوب شدن۱
  3. آب شدن۱
  4. نوعی ماهی یا آبزی۳

مثال‌ها

  1. گلو ماهی۵
  2. گلو سیاه۵

توضیحات تکمیلی

معادل داخل پرانتز در منبع

منبع فقط نام را آورده (در فهرست ماهیان و آبزیان قشم)

گربه ماهی.

اطمینان جامعه به این معنی ۵۰٪
هنوز رأی نگرفته
برای استوری، واتس‌اپ و تلگرام

ریشه‌ی این واژه هنوز ثبت نشده — اگر می‌دانید بگویید. از فارسی میانه مانده؟ وام‌واژه‌ی عربی، هندی، پرتغالی یا انگلیسی است؟ یا از دو واژه‌ی بندری ساخته شده؟ بعد از بررسی استادها، این‌جا با نام شما می‌آید.

منابع ۵

  1. ۱ گپ و گویش بندرعباسی (هرمزگانی) وبلاگ · اعتبار متوسط
  2. ۲ نام محلی ماهیان خلیج فارس و دریای عمان — ماهیگیر بندر وبلاگ · اعتبار متوسط
  3. ۳ ماهیهای خلیج فارس (اسامی به گویش قشمی) - آوای هفت رنگو وبلاگ · اعتبار متوسط
  4. ۴ وادی بندرعباس وبلاگ · اعتبار متوسط
  5. ۵ فهرست واژه‌های sirgap2 (مجموعه‌ی مالک سایت، نسخه‌ی ۲) سایر · اعتبار متوسط

تأییدشده · ۵ منبع معنی این واژه را چند منبع مستقل یا جامعه‌ی گویشوران تأیید کرده‌اند.

اصلاح یا تکمیل این واژه

معنی دیگری می‌دانید، تلفظ یا مثال بهتری دارید، یا توضیحی لازم است؟ پیشنهاد دهید؛ پس از بررسی ناظر اعمال می‌شود و ۳ امتیاز می‌گیرید.

برای پیشنهاد وارد شوید

تاریخچه‌ی پیشنهادها

هنوز پیشنهادی برای این واژه ثبت نشده است.

گفت‌وگو درباره‌ی این واژه

کاربرد این واژه در گویش شما چطور است؟ مثال یا خاطره‌ای دارید؟

نخستین نفری باشید که می‌نویسد

نشانی ایمیل شما منتشر نمی‌شود. دیدگاه‌ها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.