کیف چرمی
داستان دنبالهدار بندری در ۶ قسمت، با متن بندری و ترجمهی فارسی.
- قسمت ۱ کیف چرمی (1) ظهر تابستونَ، هوا خیلی داغ هسته و کار کاسبی هم خراب. جمال با بدبختی ماشین ایزه تو پارکینگ و همیطو زیر لو فحش شدا ،خودش هم
- قسمت ۲ کیف چرمی (2) تا در کیف باز ایکه خشکش ایزه ، 3 تا دسته اسکناس 1000 درهمی چشمش ایگه ، چند ثانیه نگاه ایکه و بقیه کیف گشت ...…
- قسمت ۳ کیف چرمی (3) تو دفترش نشته و پیشنهادون شرکتون چینی بررسی شکه . خیلی وقته که شواسته یه دفتر تو قشم بزنت ولی هردفع یه مشکلی پیش شهوند .ایدفه…
- قسمت ۴ کیف چرمی (4) جمال خودش هم اینفهمی چطو تو ای مدت کم تبدیل بودن به یکی از توزیع کننده اون مشروب تو بندر. سرش خیلی شلوغ بوده و کار…
- قسمت ۵ کیف چرمی (5) جمال شوتش ایکه که بریت طرف انبار و طبق معمول در حال رانندگی وا خوش سُک سُک شکه : - یک روز بدون مه ناتونن کاری…
- قسمت ۶ کیف چرمی (کسمت اخر) با صدای زنگ موبایل ، بیدار بو ، هنوز گیج هسته و اینافهمی چه بودن ، موبایل همچنان زنگ شخا ... بدون اینکه بلند بشت موبایل…
