داستانهای دنبالهدار بندری
قصهها و خاطرههایی که قسمتبهقسمت روایت شدهاند؛ از قسمت نخست شروع کنید و با دکمهی «قسمت بعد» پیش بروید.
🎼 شعر
بارون تو نابن ۱
رضا عباسپور · بندرعباس
یادمن بارون توی نابن شهندوقتی که ماه اذر و بهمن شهندچک و چوکو جم اریم یه تا یه تازیر بارون چه خوشه هفسنگ هوا
❤ ۰
👁 ۳
ترجمهی پیشنهادی هنوز بررسی نشده
📚 داستان دنبالهدار · ۲ قسمت
بد شانس
خالو مجید · بندرعباس
پسین یه روز خوب پاییزی هسته ، هوا ابری و بارون نم نم خاشی شهوند ، یه نسکافه به خوم اُمرِخته و با کیکی که دادام درست ایکرده مَزه تو رگ . تو اتاقم…
❤ ۰
👁 ۱
ترجمهی پیشنهادی هنوز بررسی نشده
📚 داستان دنبالهدار · ۷ قسمت
فولکلور
چیستانهای رودانی (اصغر ضمیری)
فولکلور هرمزگان · رودان
سه پتنگ سه تا پتنگ،هرسه پتنگ نه یه پتنگ
❤ ۰
👁 ۲
ترجمهی پیشنهادی هنوز بررسی نشده
📚 داستان دنبالهدار · ۲ قسمت
داستان نیمه جندی (کندن عسل دخه کوه موزی)
موسی طایف (مدیر وبلاگ) · قشم (درگهان)
طبق برنامه ای که دوشو مه ومحسن مُورخته صبح زود یکتا لاک معدنی هاوو و چندتا نیمجی هلری دخه لاک عسلی خو موکه و واپا ازپشت کوه کلات وزی لَک راهی طرف کولغو وودیم
❤ ۰
👁 ۱
ترجمهی پیشنهادی هنوز بررسی نشده
📚 داستان دنبالهدار · ۲ قسمت
زینبو
اسد مذنبی · بندرعباس
بریم بسته ون چاکلیت و پارچه ای نُشت جلو حَوّا و دشداشه ای بالا ایکشی تا وا راحتی بتونت بنینِت ، رو حصیر مهتابی رو بَ رو حوّا نِشت . حوّا وا خُوشحالی بی…
❤ ۰
👁 ۱
ترجمهی پیشنهادی هنوز بررسی نشده
📚 داستان دنبالهدار · ۲ قسمت
سیحر باطنه
گلشن سورو (ناخدا) · لارک
سیحِر باطنه داستانی واقعی داخه لارک (کسمت اول) مدرسه کم کم شلُوغ شَ بوده و دانش اموزون همه هُندرن ولی معلم پیدائی
❤ ۰
👁 ۲
ترجمهی پیشنهادی هنوز بررسی نشده
📚 داستان دنبالهدار · ۳۸ قسمت
فولکلور
شروند (آواها و نواها) – رودان
فولکلور هرمزگان · رودان
سر راهت نشینم تا چه وقتِ به خون دل بسازم یک درختِبیا باد ای درخت اِ بن بگیزه که مه رورم ندیدُم هیچ وقتِ.
❤ ۰
👁 ۱
ترجمهی پیشنهادی هنوز بررسی نشده
📚 داستان دنبالهدار · ۱۶ قسمت
فاتک
اسمال · بندرعباس
فاتک با هربدبختی هسته دیپلم خو ایگفت ولی هرچه دنبال کار گشت نیتونست کاری گیر بیارت. فاتک جونه و اگه شخاسته خیلی راحت شتونسته توی شرکتون خصوصی کار پیدا بکنت. دوتا از رفیکون و…
❤ ۰
👁 ۲
ترجمهی پیشنهادی هنوز بررسی نشده
📚 داستان دنبالهدار · ۲ قسمت
فرزانه (فرزو) و آلکس
پاپایا ایلزاده · هرمز
ای چیچکا براگردت به حدود سالون پیش وحتیکه پرتکالیو وارد جزیره هورمز بودن ؛ زمونیکه البو کرک بی آلکس یکی ازافسرون ارتشخو ماموریت ادت تا گشتی حول و حوش بندر بزونت .
❤ ۰
👁 ۳
ترجمهی پیشنهادی هنوز بررسی نشده
📚 داستان دنبالهدار · ۲ قسمت
قصه بندر
خالو مجید · بندرعباس
یکی هسته ، یـکی رفتهگپ مه یه قصـه هستـــهقصـــــــه آفتـــــو بنـــــــدرقصـــــــه کولــه و کنــــدر
❤ ۰
👁 ۵
ترجمهی پیشنهادی هنوز بررسی نشده
📚 داستان دنبالهدار · ۶ قسمت
کیف چرمی
خالو مجید · بندرعباس
ظهر تابستونَ، هوا خیلی داغ هسته و کار کاسبی هم خراب. جمال با بدبختی ماشین ایزه تو پارکینگ و همیطو زیر لو فحش شدا ،خودش هم اینافهمی به که فحش ادادن ، به سازنده…
❤ ۰
👁 ۱
ترجمهی پیشنهادی هنوز بررسی نشده
🎼 شعر
گپ تازه ۱
خالو مجید · بندرعباس
روز اَ نو روزی اَ نوگَل اَ نو گازی اَ نوگپ تاره شعر نوساز اَ نو آواز اَ نو
❤ ۰
👁 ۲
ترجمهی پیشنهادی هنوز بررسی نشده
📚 داستان دنبالهدار · ۲ قسمت
گپ دل
خالو مجید · بندرعباس
یه روزی هوندن شوگو واهم دگه فرق اکنییعده بهایی ان ، یکتا شیعه ، یکتا سنییکی چپ بو یکی ملا ، یکی هم بی درکجاهر کسی یه فرقه ای ، گپ شزه وا یه زبونی
❤ ۰
👁 ۱
ترجمهی پیشنهادی هنوز بررسی نشده
📚 داستان دنبالهدار · ۲ قسمت
مکاننی که تا حالا ردوودن ازشون سحر نه جن آدم اره
موسی طایف (مدیر وبلاگ) · قشم (درگهان)
دومین مکان کوچه مال پشت خانه مرحوم حاج عبدل زیوری کوچه باریکوای کوچه هم به ظاهر اصلن ترس اینین وله شاوو ورغار تهناکیبره افهمی که ترس چِن ای کوچه که پشت خانه حاج عبدل زیوریوهمطو پشت خانه حلیمو که دکن ایشه دخه محله کوش بعداز
❤ ۰
👁 ۱
ترجمهی پیشنهادی هنوز بررسی نشده
🎼 شعر
ناخدا (۱)
خالو مجید · بندرعباس
صدای لَنجت نَهوندِن ای ناخدابه سلامت هوندی و شکر خداخبر از لنجون هَمسِنگار اِتَه؟که وا هم رفتی اَ بندِر یادِت هَه؟
❤ ۰
👁 ۱
ترجمهی پیشنهادی هنوز بررسی نشده
📚 داستان دنبالهدار · ۲ قسمت
ناخدا ایسف و بریمک تو سفر گتر
گلشن سورو (ناخدا) · بندرعباس
ناخُد اِیسُف و بِریمک تُو سَفَر گِتَر بالا دَست گمبُرک کدیم نَزیک در ورودی گمبرک مغازه ون میوه فروشی علی فرج هسته ، علی
❤ ۰
👁 ۱
ترجمهی پیشنهادی هنوز بررسی نشده
📚 داستان دنبالهدار · ۲ قسمت
نامهای از دیار بشکرد
عبدل گلشن (گلشن سورو، ناخدا) · بندرعباس
کارنامه کبولی کلاس سوم تو هوا تَکان مدا وا دُو تَره لهرون مَره تا سند کبولی خُو نِشون بَپ ما هادم بشته از ای خُوشحالَرُم که بَپ ما کُولی داده اَگَ کبول بَشُم
❤ ۰
👁 ۱
ترجمهی پیشنهادی هنوز بررسی نشده
📚 داستان دنبالهدار · ۳ قسمت
نامههای غلی سیا و نازیلا
سیخور (مدیر وبلاگ هورمودر) · بندرعباس
نامه غلی سیا به نامزد سرحدی اش سلام نازیلا سلامی چو بوی خوش آشنایی...
❤ ۰
👁 ۱
هنوز بررسی نشده
📚 داستان دنبالهدار · ۳ قسمت
وخته ... واپاهم اکن
موسی طایف (مدیر وبلاگ) · قشم (درگهان)
باعرض سلام وخسته نبشی خدمت تموم بچه ها امرویه چند تا موضوع درمورد دوتا یا چند تا دخت واپاهم اکن واشما گپ بزنیم درضمن بگم ای گپن قصدتوهین به خواهرنچ نین فقط یه جنیه…
❤ ۰
👁 ۲
ترجمهی پیشنهادی هنوز بررسی نشده
📚 داستان دنبالهدار · ۱۷ قسمت
یادتن — صالح سنگبر، با ترجمه و شرح فارسی محمد مذنبی
صالح سنگبر · بندرعباس
یادِتِن روزُن رفتِه ی شهر خُ / تولَکُ نیشپلی ُ اُن مَهرِ خُیادتن پا بِگِلی مُای هَور / یادتن مُای تنوری تو تنوریادتن گازی ماکِه تُلُمپکا / پُسُ دُخت وا کِلِ هم دادا کا کایادتن مَحلَه سیاهُ گازی زار / یادتن سیزده بدر تو کادِهار
❤ ۰
👁 ۱
با ترجمه هنوز بررسی نشده
