گر
/gar/اسم- نوعی ماهی یا آبزی
- کنارِ
- نزدِ
- گرفتن (ستاک حال)
- نوعی ماهی
- شیپوری از صدف بزرگ دریایی که در مراسم دریایی و هنگام توفان دمیده میشد
gar-e dast-e me benin
بندری بنویسید و فارسی بخوانید، یا برعکس. هر واژه به واژهنامهی مشارکتی هرمزجان وصل است؛ روی واژهها بزنید تا معنی، تلفظ و مثال را ببینید.
میانبُرها: Ctrl+Enter ترجمه · Ctrl+Shift+S جابهجایی · Ctrl+Shift+C کپی ترجمه واژهبهواژه است و دستور جمله را تغییر نمیدهد.
برنامهنویسها: همین موتور در /wp-json/hz/v1/translate?q=… و /wp-json/hz/v1/translate/reverse?q=… در دسترس است.
هر جمله، واژه یا جوابی که میفرستید، بعد از تأیید استادهای زبان بندری به مترجم و واژهنامه اضافه میشود.
ممنون! بعد از تأیید استادها اضافه میشود.